تبليغاتX
یک تاکستان امید

یک تاکستان امید

وبلاگی از شهر خوشه های زرین تاکستان

گزارش عمومی جلسه نماینده تاکستان با فعالان ستادی

به نقل از وبلاگ

http://rezagamoshi.blogfa.com 

خيلي وقتها از گوشه وكنار شنيده مي شد كه تعداد زيادي از اطرافيان وفعالان دوران تبليغات ضمن انتقاد از امير طاهرخاني پاي خود را كنار كشيده اند ودور بعد از ايشان حمايت نخواهند كردولي جالب است بدانيد كه همه اين افراد در جلسه حاضر بودندعلاوه بر آن در اين جلسه چهره هاي جديدي نيز اضافه شده بودندكه  قبلا آنها را كمتر مي ديديم ويا حتي نديده بوديم .البته بجهاتي از نام بردنشان معذورم.

 

جلسه با ملودي خواني برادرحاج نقي منصوري آغاز شد وايشان در مدح حضرت امام علي ابن موسي الرضا اشعاري را قراعت كردند.سپس حاج امير طاهرخاني به ايراد سخن پرداختند كه خلاصه آن بدين شرح است:

          طاهرخاني ضمن خوش آمد گويي به حاضرين جلسه به تبليغات منفي صاحبان شكست خورده مطبوعات اشاره كردند واينكه برخي با گرفت عكس يادگاري ادعا مي كنند فلان مسول وفلان وزير را به منطقه دعوت كرده وپيگير مشكلات مردمند در حالي كه در زمان خود وعليرغم داشتن اختيارات نتوانستند مثبت عمل نمايند.مگر نه اينكه موضوع خشكسالي وسرمازده گي و...مختص اين 2 سال اخير نبوده وقبلا نيز وجود داشته پس چرا شاهد فعاليتهاي اينچنين نبوديم وحالا كه كارها انجام مي شود سعي ميكنند تا بنام خود ثبت نمايند.مگر مدركي بالاتر از اين كه رونوشت تمام دستورهاي مسولان براي بنده ارسال شده وجمله بازگشت به نامه نماينده ذيلش قيد گرديده.هرچند كه گرايش ما مخالف با گرايش رييس جمهور است ولي به هر ترتيب ايشان رييس جمهور هستند ومابخاطر مردم با ايشان و وزراي مربوطه مكاتبه كرديم والحمدللاه جواب هم گرفتيم.وآنها با استفاده از 2 صفحه نشريه در صددعوام فريبي هستند كه با وجود افرادآگاه وروشنفكر هرگز راه بجايي نخواهند برد.

     ايشان در بحث ديگري به شركت ايران خودرو اشاره كردند وگفتند:اواخر دوران ديديم كه آقايان ساز وكرنا راه انداختند كه ما شركت خودرو سازي ايران خودرورا در تاكستان راه اندازي مي كنيم ودر اين صورت نزديك به چند ده هزار نفر اشتغال ايجاد خواهد شدبگونه اي كه ما فكر كنيم ديگر شاهد بيكاري جوانان در شهرستان نخواهيم بود وحتي از ديگر استانها به تاكستان خواهند آمد در حالي كه بعدا مشخص شد برنامه مد نظر ناموفق بود واصل برنامه يعني شركت خودرو سازي به خراسان منتقل شده ودر حال توليد است وچون نزديك به 700 هكتار زمين با هدف اوليه خريداري شده بود بعدها قرار شده بود تا چند شركت قطعه سازي در اين محل مستقر شوند .اين درحالي است كه آقاي نجم الدين در اظهار نظري اعلام داشته ميزان توليد قطعه در كشور 5|2 ميليون است ونياز شركت 5|1ميليون قطعه.يعني عملا حتي راه اندازي قطعه سازي نيز تاثيري بر منطقه نخواهد داشت.به همين جهت قطعه سازي نيز راكد مانده بود وآقاي سهامدارشركت كار ناموفقي را شروع كرده بود كه هرگز به اتمام نخواهد رسيد .ايشان ادامه دادند:اگر بخواهيم قدري ريزتر شويم خواهيم گفت كه دليل اصلي انتقال خودرو سازي به مشهد چه بود .برخي آنقدر در تحويل زمين تعلل كردند تا استفاده كافي را ببرند......ودر جلسات بعد اگر لازم باشد به آنها اشاره خواهم كرد.

       امير طاهرخاني همچنين به جلسه چهارشنبه گذشته در استانداري اشاره كردند وگفتند:

يكي از طرحهاي دولت در سفر به استان قزوين ايجاد منطقه ويژه اقتصادي ر استان قزوين بود كه تاكنون راكد مانده بود وما پيشنهاد كرديم 100 هكتار از زمين ايران خودرو براي استقرار شركتهاي قطعه سازي كنار گذاشته شود ومابقي زمين براي اين طرح منظور شود كه مورد موافقت قرار گرفت ودرصورت اجراءتحول عظيمي را در منطقه (در امر واردات وصادرات)شاهد خواهيم بود.

  ايشان درخصوص جو سازي هاي اخير در باره دانشگاه آزاد وشيطنتهاي برخي در جهت

تنويرافكارعمومي نيز اينچنين پاسخ دادند:

عده اي باهدف شيطنت اين روش را در پيش گرفته اند كه در صورت اخذ نامه از نماينده مي توانيددر دانشگاه مشغول بكار شويدو.....ولي سوال اينست كه در زمان آقايان تمام بخشهاي دولتي با ايشان همراه بودند ايشان چه كردند تا ما با يك دانشگاه چه كنيم.برابر امار حدودا 5000 نفر بيكار درشهر تاكستان براي اشتغال ثبت نام كرده اند و تعداد نامه هاي عودت داده شده از نماينده به دانشگاه 1200فقره است(تا دانشگاه خود تصميم بگيرد) ومجموع كاركنان  دانشگاه 350 نفر مي باشدواگر تمام نيروها بازنشته شوند آيا با وجود مشكلات بجا مانده مي توان تمام بيكاران شهر را در دانشگاه جا كرد.اين در حالي است كه هدف آنها اين بودكه حس بد بيني را رواج دهند.

    وي در ادامه به اقدامات ذيل اشاره نمود:

    اخذ مجوزبراي كمپ گردشگري با يك مليارداعتباركه البته شهرداري هنوز با اعطاي زمين موافقت ننموده.

    تصويب احداث استخركارگران با دو ميليارد تومان اعتبار كه شهرداري هنوز با اعطاي زمين موافقت ننموده است.

    پارك جنگلي كه اوايل صحبت از مساحت 300 هكتاري بود وسالها قبل استاندار وقت آقاي نكويي زهرايي كلنگ احداث را بر زمين زد وتاكنون راكد مانده بود.

     طرح مطالعاتي كمربندي جنوب كه بزودي آغاز خواهد شد.آري تازه آغاز خواهد شد.

    طرح مطالعاتي انتقال راه آهن از مركز شهر كه بزودي آغاز خواهد شد

    ايشان يادآور شدند كه بسياري از موارد قبل از اتمام دوره 4 ساله انجام خواهد شد ونمي گذاريم كارها بماند و10 سال بعد انجام شود وآنوقت بنام فعاليتهاي خودمان معرفي كنيم.

 

در ادامه استاد علي طاهرخاني با اشاره به آمار رسمي مبني بر اينكه دريافتي كمتر از 787 هزار تومان در ماه به منزله خط فقر محسوب شده ودر اينصورت 40 مليون نفر زير خط فقر زندگي مي كنند –از نماينده تاكستان درخواست نمود تا در طرح هدفمند كردن يارانه ها دولت موظف به صدور كارت هوشمند براي مشمولين طرح گردد ودر اين كارتها درمان مجاني –تحصيل رايگان -يك وعده غذاي گرم در طول روز-و2 دست لباس گرم در هر سال منظور شود تا مشمولين دغدغه خاطر نداشته باشند.

به نقل از وبلاگ

http://rezagamoshi.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 21:18  توسط خاله فر  | 

معجزه

وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.

سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.

بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود. دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت.

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟
دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!!

دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد، من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟
داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟

مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟
دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد!
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد.
آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.

فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟

دکتر لبخندي زد و گفت: فقط 5 دلار
+ نوشته شده در  88/06/22ساعت 1:48  توسط خاله فر  | 

تصاویر کامل از سقوط توپولوف-2

گردآوری توسط :www.khaalefer.com

منبع:www.yahoo.com

وبلاگ تاکستان ۲۰ این حادثه دلخراش را به عموم ملت ایران عزیز  مخصوصا ارامنه عزیز

تسلیت گفته امید است این حوادث دیگر رخ ندهد.

+ نوشته شده در  88/04/24ساعت 21:19  توسط خاله فر  | 

تصاویر کامل از سقوط توپولوف-1


 

+ نوشته شده در  88/04/24ساعت 21:10  توسط خاله فر  | 

تشكيل ستاد کمک به نزدیکان قربانیان سانحه هوایی قزوين در ایروان

تشكيل ستاد کمک به نزدیکان قربانیان سانحه هوایی قزوين در ایروان


در فرودگاه «ازوارتنوتس»، ایروان ستادی موقتی برای ارائه کمک روحی و روانی و پزشکی به نزدیکان کشته‌شدگان در سانحه هوایی در نزدیکی قزوین ایجاد شد.

ايلنا: در فرودگاه «ازوارتنوتس»، ایروان ستادی موقتی برای ارائه کمک روحی و روانی و پزشکی به نزدیکان کشته‌شدگان در سانحه هوایی در نزدیکی قزوین ایجاد شد.
به گزارش ايلنا به نقل از ريانووستي، ایروان ستادی موقتی برای ارائه کمک روحی و پزشکی به نزدیکان کشته‌شدگان در سانحه هوایی در نزدیکی قزوین ایجاد كرده است.
انتظار می‌رود که این ستاد در سالن پرواز مستقر شود.
«تیگران بالایان»، سخنگوی وزارت خارجه ارمنستان به «ریا نووستی» اطلاع داد که وزارت امور خارجه این کشور خط ارتباط مستقیمی را در رابطه با سقوط هواپیمای توپولف که در مسیر تهران‌ـ‌ایران در پرواز بود، گشایش یافت.
«جعفر زاده»، مدير روابط عمومي سازمان هواپيمايي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با تائيد خبر سقوط هواپيما گفت: «هواپيماي توپولف هواپيمايي كاسپين پس از برخاستن از فرودگاه امام خميني(ره) در نزديكي قزوين به زمين خورد و تمامي 153 تن مسافر و 15 تن خدمه و كادر پرواز هواپيما فوت كردند. گفته مي‌شود دو كودك در بين كشته شدگان وجود داشتند.
وي ادامه داد: جزئيات اين سانحه مشخص نيست و آنچه تا كنون براي ما مشخص شده است، وقوع سانحه‌اي براي اين هواپيما بوده است و نمي‌توان علت اين سقوط را در حال حاضر نقص فني خواند.
جعفرزاده با بيان اينكه اين هواپيما 16 دقيقه پس از برخواستن از باند فرودگاه سقوط كرده است، تصريح كرد: تيم سازمان هواپيمايي در حال پيگيري و بررسي جزئيات بيشتر اين سانحه است.
شنيده‌ها حاكي از آن است كه كليه خدمه اين هواپيما ايراني بوده‌اند.
پايان پيام

1388/4/24 - 16:47:56
کد خبر : 65556  
+ نوشته شده در  88/04/24ساعت 17:13  توسط خاله فر  | 

کوسه و آدم ها

شعري از برشت
 
دختر كوچولوي صاحبخانه از اقاي "كي " پرسيد:

اگر كوسه ها ادم بودند با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟

اقاي كي گفت:البته !اگر كوسه ها ادم بود ند

توي دريا براي ماهي هاجعبه هاي محكمي ميساختند

همه جور خوراكي توي ان ميگذاشتند

مواظب بود ند كه هميشه پر اب باشد

هواي بهداشت ماهي هاي كوچولو را هم داشتند

براي انكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد

گاهگاه مهماني هاي بزگ بر پا ميكردند

چون كه

گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است

براي ماهي ها مدرسه ميساختند

وبه انها ياد ميدادند

كه چه جوري به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلي ماهيها اخلاق بود

به انها مي قبولاند ند

كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار براي يك ماهي اين است

كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقد يم يك كوسه كند

به ماهي كوچولو ياد ميداد ند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند

وچه جوري خود را براي يك اينده زيبا مهيا كنند

اينده يي كه فقط از راه اطاعت به دست مياييد

اگر كوسه ها ادم بودند

در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت

از دندان كوسه تصاوير زيبا ورنگارنگي مي كشيدند

ته دريا نمايشنامه ييروي صحنه مياوردند كه در ان ماهي كوچولو هاي قهرمان

شاد وشنگول به دهان كوسه ها شير جه ميرفتند

همراه نمايش اهنگهاي محسور كننده يي هم مينواختند كه بي اختيار

ماهيهاي كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند

در انجا بي ترديد مذهبي هم وجود داشت

كه به ماهيها مي ا موخت

"زندگي واقعي در شكم كوسه ها اغاز ميشود"

+ نوشته شده در  88/04/09ساعت 18:25  توسط خاله فر  | 

دردناک ترین مرگ دنیا

سلام

اصلا دوست نداشتم ناراحتیم را با کسی درمیان بگذارم،

شنيدم ديروز دوخانواده(گویا دوخانواده با هم نسبت نزدیک داشتند) قصد سفر به كوهستان داشتند بعد

از اتمام مسافرت كوتاه به خانواده بر ميگردند مادر يكي از خانواده ها بچه اش را در كوهستان جا ميگذارد

ساعت ۱۱ شب به خانواده خواهرش تماس ميگيرد ميگويد بچه ام نخوابیده بیاریدش خونه

خواهرش میگه پیش ما نیست تازه متوجه میشه که تو برگشت به خونه توکوه جاگذاشته اند بچه بیچاره

را كه میرن کوه ساعت ۱۱ شب بعد از کلی گشتن متوجه جسد بیجان طفلی میشند

به دکتر میبرند که اعلام میکنه در اثر ترس فوت کرده !!!!!!

نمی دونم این سهل انگاری چه توجیهی میتونه داشته باشه!

+ نوشته شده در  88/03/28ساعت 23:44  توسط خاله فر  | 

کناره‌گیری کتایون ریاحی از بازیگری!!!!؟

کناره‌گیری کتایون ریاحی از بازیگری
کتایون ریاحی، بازیگر نقش زلیخا در سریال «یوسف پیامبر(ع)»، با ارسال یاداشتی، کناره‌گیری خود را از بازیگری برای مدتی نامشخص اعلام کرد.

به نوشته سرو، آنچه در پی می‌آید، متن این یادداشت است:

به نام خدا
گاهی اوقات زندگی طوریه که آدم نون امروز را واسه شکم فرداش نمی‌خواد،
اونوقته که رویاهای آدم به تعویق می‌افته.

گاهی اوقات آدم از سرنوشت، ‌رو دست خوبی می‌خوره،‌ که فکر می‌کنه داره تصمیم می‌گیره
اونوقته که آدم ادعاهایی می‌کنه،‌ که تو رو دربایستی انجامش گیر می‌افته.

گاهی اوقات آدم از آرزوهاش جا می‌مونه.
گاهی اوقات آدم می‌خواد بازی کنه، ‌بازیگر می‌شه.

گاهی اوقات داره می‌خنده وقتی تو دلش خونه، گاهی گریه می‌کنه و قتی داره از زور خنده می‌میره.
گاهی اوقات شوخی شوخی همه چیز جدی می‌شه.

گاهی اوقات آدم وقتی زیاد می‌خواد کم می‌یاره، گاهی وقتی کم می‌یاره زیاد می‌خواد.
گاهی اوقات با ترس و لرز بر می‌گرده به پشت سرش نگاه کنه،‌ می‌بینه چه شجاعتی
گاهی اوقات با شجاعت می‌تونه ترساشو نگاه کنه.

گاهی اوقات آدم به دنبال خوشبختی، ‌زندگی را گم می‌کنه، گاهی هم با انتظار زندگی را معنا می‌کنه.
گاهی اوقات آدم برای پیدا کردن یه گنج الکی،‌ گوهر خودشو گم می‌کنه،‌ گاهی هم گوهر حقیقت را پیدا می‌کنه.

گویا زمان برآورده شدن آرزوی من و پسرم فرا رسیده و لازم است که زائر سرزمین قصه، راهی شود. اینک که عازم سفرم، سفری به دیگر سوی زندگی،‌ بر خود لازم می‌دانم تا از دوستانم و استادانم که آنقدر به من نزدیک بودند که در من بودند، تشکر کنم؛ پروانه ماهان، زهرا عروس خوب پدر سالار، خانم بس، فاطمه ملاصدرا، فخرالزمان،‌ مهین مشرقی، تارا، ثریا اردلان.... و زلیخای عاشق. گر چه همه این عزیزانم عاشق بودند ولی عشق زلیخا خود یک معجزه بود.

این زنان و تنها دوستان نازنینم گاهی تشویقکی شدند و اگر تنبیه نشدند، خدا را شکر،‌که البته باور نمی کنم بازیگر زنی در جهان باشد که شماتت، تحقیر و تنبیه نشود. اما همواره بزرگترین مشوقم مردم بودند با مهر آریائیشان و ایمان به خدا.

بسیار بسیار مفتخرم که در تمام طول زندگی بازیگری‌ام، تنها و تنها یک حامی داشتم و به قول جماعت سینمایی آنان که با کمان حلاجی پنبه ام را زدند، خواسته یا ناخواسته به دنبال چیزی بودند که سهم من ورای آن بود.

در طول بیش از دو دهه هرگز افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فجر را ندیدم. کارت دعوت به دستم نرسید! و خلاصه به قول ولتر؛ «خدایا مرا از شر دوستانم در امان بدار، خود با دشمنانم می‌دانم چه کنم!»

در مقطعی که سینما راجایگاهی شایسته برای خود نمی دیدم، رسانه ملی ( تلویزیون ) پایگاهی شد تا مهرم را با مردم مهربان تقسیم کنم.

و باز به قول حافظ؛ «کیمیای سعادت رفیق بود رفیق»،‌ رفقایی که همچنان هستند و من قدردانشان و آنان که رفتند خدا به همراهشان. و اما این همه تنهایی،‌برکت بود برای خلوت انس و این‌که؛ «یدالله فوق ایدیهم»،‌ که ترجمه سینمایی آن می‌شود: به راستی خدا بزرگ‌ترین کارگردان است.

آنچه می‌بایست از جادوی سینما و بازیگری بیاموزم،‌آموختم تا شاید ره‌توشه‌ای برای نوشتن باشد و در پی تجلی معجزه عاشقانه زلیخا در زندگی‌ام. ‌اینک برآنم تا با اعجاز کلمات،‌پیوندی دیگر با شما نه از جنس نقش‌آفرینی بلکه با آفرینش نقش داشته باشم.

اراده امروز من برای نوشتن،‌ گویا مجالی برای بازیگری نخواهد گذاشت،‌ اما باید دید اراده خدا چه تقدیری برایم رقم خواهد زد.

باشد که از این آزمون سربلند و دست پر بیرون آیم.

به امید خدا و التماس دعا.
+ نوشته شده در  88/03/09ساعت 0:26  توسط خاله فر  | 

عشق از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

عشق نخستین سبب وجود انسانیست .  وونارگ

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر

عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .  کوستین

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران

عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است  .  مادام دوژیرادرن

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .  زابوتن

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

عشق معجزه ایست . امیل زولا

عشق شیرینی زندگیست .  مارسل تینر

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است .  استاندال

عشق گل کمیابی است .  آندره توریه

عشق حادثه ایست .  کولارن

عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله

عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز

عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم .  کن بلانچارد

عشق یعنی ترس از دست دادن تو  . مثل ایتالیائی

عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست .  مادام دواستال

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .  لئوبوسکالیا

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو

عشق رمز بزرگیست . افلاطون

عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد .  شانفور

عشق نبوغ عقل است. توسنل

عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار .  کراتس

عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود .  مادموازل دوسگوری

عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار

عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند .  کرنی

عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است .  برنارد شاو

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟

عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد .  د. اسمیت

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  مارکوس بیکل

عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان

+ نوشته شده در  88/02/16ساعت 19:55  توسط خاله فر  | 

شجاعت از ديدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه

مردان شجاع فرصت مي آفرينند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت مي نشينند . گوته


مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . ارد بزرگ


شجاعت مانند عشق ، از اميد تغذيه مي شود . بناپارت


آدم شجاع يکبار مي ميرد ولي ترسو هزار بار . الين چانک


آنکه را سخاوت است به شجاعت حاجت نيست . سعدي


مهارت دريانورد در طوفان و شجاعت سرباز در ميدان جنگ، ظاهر مي گردد، باطن و سيرت مردم را در حين بدبختي و مصيبت آنها ، مي توان شناخت. دانيال حکيم


شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي . استون


براي‌ ازدواج‌ كردن‌، بيش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌. كريستين‌


شجاعت حقيقي ،موفق شدن بر شدايد زندگي است . ناپلئون


از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمي و شجاعت مي گيرند . فردريش نيچه


پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .  ارد بزرگ 
 
 ...

+ نوشته شده در  88/02/16ساعت 19:51  توسط خاله فر  | 

مطالب قدیمی‌تر