X
تبلیغات
یک تاکستان امید::::::: آدرس و تلفن بیش از 600مرکز تجاری شهرستان تاکستان

 

آريشگاهها| املاك،آژانس  |  آموزشگاهاسباب بازي | پوشاك| عينك | تابلو و قاب | تجهيزات سرمازا و گرمازا |تعاوني مصرف| خدمات پستي

خدمات خودروئي | خدمات دارو و درمان | خدمات ساختماني | عكس و فيلم-(ويدئو كلوپ) | خدمات موتور و دوچرخه | خدمات و پوشاك ورزشي

 | خرازي | دفترخانه اسناد رسمي|كامپيوتر و اينترنت |رنگ و ابزار ويراق|شيشه بري | طلا ، جواهر ، ساعت،سكه وصرافي | آکواريوم  |

 لوازم ايمني و آتشنشان كتاب | كيف ، كفش و صنايع چرم | گل فروشي | لوازم آرايشي و عطريات | لوازم التحرير و ماشينهاي اداري |

 لوازم الكتريكي و الكترونيكي | لوازم خانگي | لوازم كشاورزي و سموم ماشين آلات و ابزار راهسازي |

  نسوجات و فرش مواد غذايي |مواد غذايي2 | موبايل |

تاريخ بروز رساني 2بهمن 1391

تبليغات شما پذيرفته مي شود.

جدیدترین اخبار تاکستان،ایران وجهان

لحظات آخر از زبان «بلال» و مادر «عبدالله»

» سرویس: رسانه هاي ديگر - رسانه ديگر

«بیخود نیست که خداوند بهشت را زیر پای مادران قرار داده. مادر به‌خاطر فرزندش هر کاری می‌کند. فرزندم تار و پود زندگی من بود.» این را سامره علی‌نژاد مادر عبدالله حسین‌زاده می‌گوید؛ زنی که دو فرزندش را یکی تصادفی و یکی در قتل عمدی از دست داد و در لحظه آخر قاتل فرزندش را بخشید. او در گفت‌وگویی با «شرق» از چرایی این تصمیم و روزهای سختی که گذرانده ‌است، می‌گوید.

به گزارش ایسنا، مشروح این گفت‌وگو در پی می‌آید:

* گفته‌های اطرافیان شما حکایت از آن داشت که در اجرای حکم قصاص خیلی مصر هستید، چطور شد که از تصمیم خودتان پشیمان شدید؟

در این مدت اتفاقات زیادی افتاد. از وقتی پسرم کشته‌ شد خیلی ناراحت بودم مخصوصا اینکه چهار سال قبل از این حادثه یک پسر دیگرم را هم از دست داده ‌بودم. پسرم 10‌ساله بود که در یک تصادف کشته‌ شد. بعد از چهار سال هم که عبدالله‌ کشته ‌شد. داغ دو فرزند خیلی آزارم می‌داد دیگر توان زندگی نداشتم اما به این موضوع هم فکر کرده ‌بودم که اعدام یک جوان دیگر هیچ‌کدام از آن بچه‌ها را به من برنمی‌گرداند اما مگر می‌شود به همین راحتی بخشید؟ او شاهرگ پسرم را زده‌ بود می‌دانید این برای یک مادر یعنی چه؟

* چه اتفاقاتی افتاد که تصمیم شما را تغییر داد؟

من آدم معتقدی هستم. اول خودم خواب دیدم که پسرم از من می‌خواست ببخشم. به من گفت مادر جای خوبی هستم اگر تو از من انتظار‌ داری که بچه خوبی باشم. باور کن جایی که هستم خیلی خوب است و در آرامش هستم. با این حال راضی به گذشت نشدم و گفتم امکان ندارد قاتل را ببخشم. فامیل‌هایم به من می‌گفتند پسرت را در خواب دیده‌ایم که خواسته تو قاتلش را ببخشی اما من قبول نمی‌کردم تا اینکه دخترم به من گفت برادرش را در خواب دیده گفت برادرم می‌گفت عیدت مبارک خواهر عید خود را با قصاص خراب نکنید به مادر بگو گذشت کند دخترم هم گفته ‌بود خودت به خوابش برو و بگو گذشت کند. خیلی به من فشار می‌آوردند از آشنا و فامیل گرفته تا خانواده خودم حتی مادرم از من خواست که ببخشم آخر سر به شوهرم گفتم همه‌چیز پای چوبه‌دار مشخص می‌شود.

* خانواده قاتل چه واکنشی نسبت به این قتل داشتند؟

شوهرم، آدم سرشناسی است فوتبالیست بوده و حالا هم مربی فوتبال است همه مردم شهر می‌دانستند ما در چه وضعیتی هستیم و چقدر عذاب می‌کشیم حتی خانواده قاتل هم می‌دانستند و خیلی نسبت به کاری که بچه‌شان کرده ‌بود متاسف بودند آنها می‌گفتند شرمنده رفتار پسرمان هستیم و نمی‌دانیم به شما چه بگوییم.

* شب قبل از اجرای حکم، برنامه «90» و چهره‌های فوتبال خیلی از شما درخواست کردند که قاتل را ببخشید آیا این برنامه در تصمیم شما تاثیری داشت؟

آقای فردوسی‌پور انسان شریف و بزرگواری است و قصدش هم کار انسانی بود من خیلی از او تشکر می‌کنم که از یک برنامه فوتبالی برای یک کار انسانی استفاده کرد. بزرگان دیگر مثل آقایان دایی، بنگر و قلعه‌نویی هم با ما تماس گرفتند اما آن موقع تصمیم نگرفتم و همان حرف خودم را زدم.

* اینکه چهره‌های فوتبالی به شما اصرار کردند که ببخشید تاثیری در تصمیم شوهرتان نداشت؟

وقتی برنامه «90» در مورد این مساله صحبت کرد شوهرم گفت ببین بزرگان از تو چه می‌خواهند گفتم برای من مادرم بزرگ‌ترین است به مادرم گفتم لحظه اجرا تصمیم می‌گیرم و حالا هم روی حرفی که به مادرم زدم چیزی نمی‌گویم. تا صبح سوره‌ واقعه را خواندم و گریه کردم.

* چه زمانی به شما گفته ‌شد زمان اجرای حکم فرا رسیده‌ است؟

وقتی رای قصاص صادر شد و پرونده به دیوانعالی کشور رفت سه‌سال طول کشید که برگردد و وقتی برگشت ماه صفر بود. به شوهرم گفتم صفر ماه حرام است و من نمی‌توانم جوان مردم را در این ماه قصاص کنم. در اجرای احکام گفتند مساله شرعی ندارد و شما می‌توانید حکم را اجرا کنید گفتم حالا نمی‌کنم. برایم خیلی عجیب بود که در این ماه تایید حکم آمده ‌است و این برایم پیغامی داشت. بعد گفتند قبل از عید حکم را اجرا کنید. قبول کردیم وقتی برای ابلاغ رفتیم مسوول زندان گفت شب عید است و ما معمولا به‌خاطر اینکه خانواده‌های اعدامیان شب عیدشان خراب نشود حکم اجرا نمی‌کنیم اگر شما بخواهید حکم را اجرا می‌کنیم اما باز ترجیح این است که این کار را نکنید با خودم گفتم این اعدامی هم مادر دارد و من نباید شب عید مردم را عزادار کنم قرار شد 26 فروردین حکم اجرا شود تا اینکه یک شب قبل از اعدام خوابی دیدم که تصمیمم را تغییر داد.

* چه خوابی بود؟

پسرم را در 10سالگی دیدم. همه ما نشسته‌ بودیم و غذا می‌خوردیم پسرم بشقاب پلویش را برداشت و از خانه بیرون رفت گفتم پسرم چرا از ما جدا می‌شوی گفت دیگر با تو حرف نمی‌زنم و دیگر در این خانه غذا نمی‌خورم آن موقع بود که تصمیم خودم را گرفتم من نباید کاری می‌کردم که بچه‌ام در عذاب باشد.

* در مورد زمان اجرای حکم بگویید. آن موقع چه اتفاقی افتاد؟

تا صبح نخوابیدم و مرتب دعا می‌خواندم کسی در خانه ما نخوابید صبح با شوهرم برای اجرا رفتیم همه چیز آماده بود و مردم زیادی آمده ‌بودند اول از مسوولان خواستم به من یک میکروفن بدهند چون می‌دانستم موقع اجرای حکم مردم خیلی به اولیای‌دم فحش می‌دهند و از کار آنها بدشان می‌آید خطاب به مردم گفتم: من یک مادر هستم و می‌دانم حالا که می‌خواهم حکم را اجرا کنم شما به من فحش می‌دهید و نفرینم می‌کنید اما می‌دانید همه زندگی یک مادر فرزندش است‌؟ می‌دانید در این‌ سال‌ها چه کشیدم و زندگی برایم زهر شده؟ می‌دانید زندگی‌ام به چه روزی افتاده ‌است؟ می‌دانید فقط گریه کردم و خواب و خوراک نداشتم و همه ما تحت‌تاثیر قرار گرفتیم؟ چرا باید جوان‌های ما چاقو با خودشان حمل کنند و اینطور خودشان و خانواده دیگری را بدبخت کنند؟ مردم اطراف گفتند این حق توست حتی اگر حکم را اجرا کنی کسی توهینی نخواهد کرد اما بدان مادری هم آن سوتر منتظر فرزندش است. بعد رفتم سراغ چوبه‌دار قاتل گریه می‌کرد و از من می‌خواست او را ببخشم گفت تو را به روح فرزندت ببخش. سیلی را که زدم آرام شدم. گفتم به خاطر آسیبی که به من زدی تنبیهت کردم و بعد هم با شوهرم طناب را از گردن او بیرون آوردیم. مردم خیلی خوشحال بودند و کف زدند و گریه کردند. من این بخشش را هدیه کردم به مردم نور.

* مادر مقتول در آن لحظات چه می‌کرد؟

وقتی بخشیدم به پایم افتاد که خاک پایم را ببوسد گفتم از خدا تشکر کن. او را بلند کردم و گفتم به‌خاطر مادربودنت خیلی برایت احترام قایل هستم این کار را نکن.

* شوهرتان چه واکنشی داشت؟

او همیشه به من می‌گفت هر تصمیمی خودت گرفتی قبول می‌کنم. قاتل شاگرد شوهرم بود شوهرم به او فوتبال یاد می‌داد. با اینکه درگیری قاتل با شخص دیگری بود اما پسرم کشته‌ شده ‌بود و ما هیچ ‌تقصیری نداشتیم اما نتوانستم حکم را اجرا کنم.

* پسرتان چطور شد کشته‌ شد؟

یک چهارشنبه بازاری در شهر نور بود که پسرم در حال عبور از آنجا بود. قاتل تنه‌ای به او زد. پسرم معترض شد و قاتل که در حال دعوا با کسی دیگر بود چاقو بیرون کشید و به شاهرگش زد که منجر به مرگ پسرم شد.

* بعد از بخشش مردم چه واکنشی داشتند؟

شاید باورتان نشود، از هفت صبح که به خانه برگشتیم تا 11 شب پنج نفر در خانه ما در حال پذیرایی از مردمی بودند که برای تشکر آمده ‌بودند باز هم نمی‌توانستند به همه رسیدگی کنند، مردم نور خیلی به ما لطف داشتند.

* خانواده‌های بسیاری در شرایط شما هستند و مرگ و زندگی یک فرد در انتظار تصمیم آنهاست، چه توصیه‌ای به آنها دارید؟

توصیه می‌کنم در مورد قاتل تحقیق کنند وقتی به این نتیجه رسیدند که واقعا پشیمان شده و دیگر به جامعه آسیب نمی‌زند او را ببخشند. بخشش آرامش زیادی به آدم می‌دهد البته باز هم می‌گویم کسی نمی‌تواند خودش را جای یک مادر که بچه‌اش را از دست داده بگذارد.

روایت قاتل بخشیده‌شده در دقیقه 90 از لحظات اعدام

رییس زندان و دیگر کارکنان تولدش را تبریک می‌گویند. «بلال» روز سه‌شنبه 26 فروردین تا بالای چوبه‌ دار رفت و به زندگی برگشت. هفت‌ سال پیش وقتی که 19ساله بود درگیری او و چند جوان دیگر در چهارشنبه‌بازار شهرستان نور منجر به کشته‌شدن عبدالله حسین‌زاده، فرزند یکی از پیشکسوتان فوتبال شهرستان شد و بلال به قصاص محکوم شد. روز اجرای حکم روبه‌روی دادسرای شهرستان نوشهر، چندقدم دورتر از دریا داربست فلزی زدند. مردم از پنج صبح دور این داربست ایستادند و با فریادهای یاحسین از خانواده حسین‌زاده که از هفت‌سال پیش داغدار پسرشان، عبدالله هستند طلب بخشش کردند. مادر مقتول به مردم گفت خالی‌شدن خانه چقدر سخت است. او در آخرین لحظات به‌ صورت بلال سیلی زد و بعد طناب را از گردن او برداشت. بلال می‌گوید فاصله بین قصاص و بخشش او همین سیلی بود. ساعتی بعد از پایان مراسم و بخشش این محکوم به مرگ، با او در داخل زندان گفت‌وگو کردیم.

* کی فهمیدی که حکم قرار است اجرا شود؟

حکم قرار بود سه‌ ماه پیش اجرا شود اما با تلاش انجمن حمایت از زندانیان و همکاری رییس زندان به تعویق افتاد. روزهای آخر سال قبل قرار بود اجرا شود که باز هم عقب افتاد. بار سوم قرار بود 15 فروردین اجرا شود که تا امروز- روز اجرا- عقب افتاد اما این‌بار دیگر وقت من تمام شده بود. من دوشب قبل از روز اعدام به بچه‌های بند گفتم به احتمال 99‌درصد فردا صبح مرا به سلول انفرادی پایین می‌برند برای اجرای حکم. بیرون همه خبر داشتند. چند روز قبل که به خواهرم زنگ زدم پرسید پایین نرفتی؟ گفتم داستان چی است؟ گفت هیچی. فهمیدم که قرار است حکم اجرا شود.

* وقتی برای اجرای حکم صدایت زدند چه کردی؟

وقتی که مرا صدا کردند و گفتند افسر نگهبانی کارت دارد، بلافاصله وضو گرفتم، سجاده‌ام را برداشتم و پایین رفتم. با بچه‌ها خداحافظی کردم. گفتند برمی‌گردی. گفتم نه، این‌بار می‌روم برای همیشه. پایین که رفتم. چند رکعت برای خودم و مقتول نماز خواندم و به دعای توسل و زیارت عاشورا مشغول شدم. نماز امام زمان خواندم. شب آخر کار من فقط نماز و دعا بود.

* در آن شب به چه فکر می‌کردی؟

حاج آقا مفیدی از واحد فرهنگی زندان آمد پیش من. گفتم برگه‌ای بده وصیت بنویسم. گفتم من خودم را ساختم برای آن دنیا. هر 10 دقیقه برای عبدالله و خودم نماز خواندم و گفتم دارم می‌آیم پیش تو فقط نمی‌دانم چطور ببینمت.

* استرس داشتی؟

بله، داشتم ولی فکر هم می‌کردم که این شتری است که در خانه همه خوابیده. یکی جوان می‌میرد و یکی پیر. همه یک‌ روز می‌روند. به حاجی گفتم چوبه‌ دار چطور است، باید چه‌کار کنم؟ گفت وقتی رفتی پای چوبه‌ دار «اشهد» بگو. من مدام همین را در ذهنم تکرار می‌کردم. دو رکعت نماز «حاجت» خواندم.

* وقتی صدای «یا حسین» مردم را از بیرون زندان شنیدی چه حسی داشتی؟

ساعت پنج بود که صدای «یا حسین» «یا حسین» از بیرون آمد، یک دفعه بغضم ترکید.

* به مادرت هم فکر کردی؟

مادرم رفیق من است. الان هم خدا فقط به خاطر مادرم به من رحم کرد.

* به مادر مقتول هم فکر می‌کردی؟

آن صحنه‌ای که میکروفن را به دست گرفت، همه که سکوت کردند و او گفت من 11سال است که «یا حسین» «یا حسین» می‌گویم، یکهو تنم لرزید. فقط گفتم «یا ابوالفضل».

* تو شاگرد پدر مقتول، عبدالغنی حسین‌زاده بودی؟

نه فقط من بلکه همه بچه‌های محله‌مان به مدرسه فوتبالش می‌رفتند. خیلی‌ها را فرستاد برای تیم‌ ملی نوجوانان. سیدحسن حسینی را فرستاد تیم‌ ملی نوجوانان. خیلی‌ها را به جایی رساند. من نمی‌دانستم فوتبال چیست اما در مدرسه فوتبال یاد گرفتم و بعد رفتم کشتی.

* با اینکه همه اینها را می‌دانستی با پسرش درگیر شدی؟

بله می‌دانستم، می‌شناختمش. چند دقیقه قبل از حادثه هم او را در جمعه‌بازار دیدم و گفتم عبدالله من دارم می‌روم جشن عروسی دوستم. گوشی موبایلت را به من می‌دهی که گفت آره. من هیچ مشکلی با او نداشتم. من همیشه از کودکی کار می‌کردم. جوشکار بودم حتی با لباس کار به عروسی برادر و خواهرم رفتم. گاهی که از سر کار بر می‌گشتم راننده‌ها لباس سیاه مرا که می‌دیدند سوارم نمی‌کردند.

* پس آن روز چه شد؟

آن روز دعوا اصلا بین من و عبدالله نبود اما در نهایت در درگیری که دو نفر دیگر هم بودند، عبدالله کشته شد و من محکوم شدم.

* روز اعدام، دوستانت هم آمده بودند. بعید نبود بعضی از آنها هنوز چاقو در جیب داشته‌ باشند.

من امروز هم در فیلمی که می‌گرفتند به دوستانم گفتم سعی کنند چاقو دست نگیرند، اگر بزرگ‌تری هم زیر گوششان زد صلاح و خوبی‌اش را می‌خواهد. ای‌کاش همان موقع کسی زیر گوش من می‌زد.

* سیلی‌ای که مادر مقتول به‌ صورتت زد درد داشت؟

من فکر می‌کنم فاصله میان رضایت و قصاص من همین سیلی بود. بین من و این مادر همین سیلی بود که باید زده می‌شد. وقتی گفتم مرا ببخشید و به پدر و مادرم رحم کنید، پدرش گفت مگر تو به ما رحم کردی؟ من یک لحظه یادم آمد آن «اشهد» را فراموش نکنم. من نمی‌دانم چگونه از آنها تشکر کنم، به‌ویژه از مادر و پدرش.

* فکر می‌کنی اگر مثلا برادر شما در این درگیری کشته شده بود، تو و خانواده‌ات می‌توانستید ببخشید؟

مادر من دل رئوفی دارد.

* ولی بخشیدن خیلی راحت نیست.

بله، اصلا راحت نیست. مادر من همیشه سعی می‌کند به همه کمک کند. پسردایی مرا مثل فرزند نگهداری می‌کند. مادر من همه عمرش کار کرده.

* فکر نمی‌کنی باعث رنج بیشتر این مادر شدی؟

این تقدیر من بود و سرنوشتم. نمی‌خواستم اینطور شود.

* شنیدی که هنرمندان زیادی برای بخشش تو تلاش کردند؟ برنامه «90» هم از خانواده مقتول خواست تو را ببخشند.

من ساعت‌های آخر در سلول طبقه پایین بودم ولی وقتی برگشتم بچه‌ها می‌گفتند که برنامه «90» هم در مورد من گفته. به نظرم این بخشش، بخشش همه مجرمانی بود که پشیمان هستند.

* ولی خانواده مقتول این نگرانی را هم داشتند که با بخشش تو، جوان‌ها باز هم دست به چاقو ببرند، به این امید که بخشیده می‌شوند.

جوان‌ها باید به من نگاه کنند و من درس عبرتشان بشوم. زندگی خانواده من خراب شد. وقتی به دعوا و چاقو فکر می‌کنند باید مرا پای چوبه‌ دار به یاد بیاورند و مادرم را که چه می‌کرد. در یک چشم به‌هم‌زدن صندلی ممکن بود بیفتد.

* وقتی بالای صندلی بودی ترسیدی؟

بله، ترسیدم.

* هر آن ممکن بود خشم و غصه خانواده باعث شود تو را نبخشند.

بله. من مسلمانم و نماز می‌خوانم و به هر تصمیمی که آنها برای من گرفته باشند پایبندم. حالا هم به قول‌هایم عمل می‌کنم.

* تو باید بعد از محکومیت 10 سال از این شهرستان دور باشی. به این قول عمل می‌کنی؟

بله. اگر من زیر قول خودم بزنم، یعنی آبروی خانواده‌ام را هم زیر سوال برده‌ام و باز آنها را پیش خانواده آقای حسین‌زاده شرمنده کرده‌ام. اینها هیچ، آه خدا را چه کنم. منِ بلال نمی‌دانستم نماز چیست. درست است که در زندگی کار به کار کسی نداشتم ولی حالا در زندان و به خاطر درس‌هایی که از رئیس زندان گرفتم خیلی چیزها را آموختم و زندگی‌ام فرق کرده.

* هیچ‌وقت مقتول را به خواب دیدی؟

یک بار خواب دیدم که من، او، خواهرش و خواهرزاده من در محله سنگ‌سفید هستیم. یک پاترول مشکی هم داریم. من یکهو خیلی شدید گریه کردم. بچه‌های بند مرا بیدار کردند گفتند چه شده که گریه می‌کنی؟ یک‌بار دیگر بعد از هشت‌ماه که در زندان ساری بودم و خیلی نگران، خواب دیدم در حیاط مسجد محله‌مان هستم. یک چنار بزرگ قدیمی آنجاست. در خواب دیدم که به یکی از شاخه‌های این درخت طناب‌ دار بسته و به گردن من انداخته‌اند. عمو غنی آمد و طناب را از گردن من برداشت. امروز دوباره یاد آن خواب افتادم.

* تو باید محکومیتت را بعد از این بخشش بگذرانی. بعد از آزادی چه کار خواهی کرد؟

اینجا در زندان خیاطی و آرایشگری یاد گرفتم. بعد از این همه حبس، لباس مردم را می‌شویم تا پولی به دست بیاورم. از این در که بیرون بروم کارم را ادامه می‌دهم. من جوشکاری را دوست دارم. همه این نرده‌های آهنی زندان را خود من جوش داده‌ام. دوست دارم زندگی سالمی داشته باشم.

انتهای پیام


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/30 ساعت 7:39 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


"مادر! انتقام جو نباش، جای ما خوب است"/ بخشش در دقیقه‌ 90

» سرویس: ورزشي - فوتبال، فوتسال

چشم شهر دیشب نخوابید. قرار بود بامداد امروز (سه شنبه) جانی اسیر طناب دار شود. اما یک خواب، یک شهر و یک جریان رسانه‌ای، در دقیقه‌ 90 روح بزرگ پدر و مادری را بر انگیخت تا از خون پسرشان بگذرند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آبان 1386 بود که یک دعوای ساده در چهارشنبه بازار شهر کوچک "رویان" از توابع شهرستان "نور" فاجعه آفرید و زندگی جوانی 18 ساله را به پایان رساند. از آن روز به بعد، او که دستش به خون آلوده بود منتظر مرگ بود و هر لحظه به اندازه یک سال پیر می‌شد تا بامداد امروز (سه شنبه) که خدا به او رحم کرد تا طناب دار از گردنش باز شود.

قرار بود "بلال" خیلی زودتر از این‌ها تقاص جرمش را پس بدهد، اما تقدیر چیز دیگری برایش رقم زده بود؛ گویا هنوز عمرش به دنیا بود تا ما شاهد باشیم که روح یک پدر و یک مادر داغدیده چقدر می‌تواند بزرگ و صبرشان چقدر می‌تواند عظیم باشد.

تنها ثانیه‌ای تا مرگ فاصله داشت، کافی بود به چهار پایه زیر پایش تلنگر بزنند اما "مادر" به یک سیلی بسنده کرد و "پدر" طناب مرگ را از دور گردنش باز کرد.

عبدالغنی حسین زاده، پدر آن جوان 18 ساله است که شش سال قبل جانش را در یک دعوای خیابانی قربانی کرد. او 18 سال است که در "رویان" مدرسه فوتبال دارد و فوتبالیست‌های زیادی را تربیت کرده است. "محسن بنگر" و "محسن یوسفی" دو فوتبالیست نامداری هستند که کارشان را از مدرسه فوتبال "درخشان" شروع کردند.

این مربی قدیمی و کار کشته مازندرانی، صبح امروز (سه شنبه) تنها لحظه‌ای مانده به اجرای حکم قصاص، طناب دار را از گردن مربی باز کرد. اگر پای حرف‌هایش بنشینید بیش از آن که از داغ فرزندش غمگین باشد، از بی‌مبالاتی و خطاهای جوانان این روزگار می‌نالد.

در صدایش لرزش نبود، از کاری که کرده بود کاملا راضی بود و خدا را شکر می‌کرد که در لحظه آخر رحم را بر دل او و همسرش مستولی کرد تا بتواند "ببخشد".

در اینجا صحبت‌های عبدالغنی حسین زاده را می‌خوانید:

* بگذارید ماجرا را از سال 1382 تعریف کنم. در آن سال یک موتوسوار که خلاف جهت خیابان حرکت می‌کرد با پسر 11 ساله‌ام برخورد کرد و او را کشت! چهار سال بعد، پسر بزرگم که 18 سالش شده بود در چهارشنبه بازار "رویان" با دوستانش قدم می‌زد تا این که "بلال" به او تنه زد. بلال در حادثه تصادف موتورسیکلت با پسر کوچکم، ترک راننده بود. عبدالله (پسر بزرگ) از تنه بلال ناراحت شد و به او لگد زد. این جا بود که جوان قاتل از جورابش یک چاقوی معمولی آشپزخانه بیرون آورد.

* بلال جوان بی تجربه ای بود و کار با چاقو را بلد نبود. او ناشی بود و برای همین پرید روی هوا و ضربه‌ای به پسرم زد که متاسفانه شاهرگش را قطع کرد. خودش هم فرار کرد، ولی ماموران نیروی انتظامی او را در خانه‌اش دستگیر کردند.

* قاتل به مدت دو سال زندان بود و ما در دادگاه به دنبال پرونده‌ بودیم. دادگاه در ساری بود که در آن قاتل ارتکاب جرم را انکار کرد، ولی قاضی به او گفت که قبلا اعتراف کرده و حالا اگر می‌خواهد بخشیده شود باید راستش را بگوید. در نتیجه‌ اعتراف کرد.

* شش سال گذشت. در این مدت قاتل در زندان نور اسیر بود و ما منتظر صدور حکم بودیم تا حکم صادر شود و به تایید دیوان عالی کشور برسد، شش سال طول کشید. در نهایت خرداد 92 حکم قصاص رسید، اما چون محرم بود، گفتیم که بهتر است اجرای آن بماند برای بعد.

* اجرای حکم به اسفند 92 موکول شد، اما این بار هم نخواستیم که در شب عید این کار را انجام دهیم. قرار شد حکم 20 فروردین 93 اجرا شود. اما باز هم گفتند که حکم چند روز دیگر یعنی 26 فروردین می‌رسد.

- "قصه یک خواب آسمانی"

* همسرم واقعا آسیب دیده بود. من هر روز در مدرسه فوتبال مشغول بودم و با دیدن بچه‌ها احساس می‌کردم که آنها هم فرزندم هستند. اما همسرم در گوشه خانه بود و عکس بچه‌ها را می دید و ناراحت می‌شد. این وضعیت ادامه داشت تا این که همسرم خواب دید.

* سه روز قبل از اجرای حکم، همسرم خواب دید که پسر بزرگم به پسر کوچکم می‌گوید به "مامان بگو انتقام جو نباشد، جای ما خوب است!" این خواب دل همسرم را کمی آرام کرد و گفتم که این طوری تا روز اجرای حکم می‌توانیم بیشتر فکر کنیم. روز اجرای حکم هم خدا رحم به دل ما انداخت و قاتل را بخشیدیم.

- دخالت ایسنا و 90

* رسانه‌ها درباره ماجرا مطلب نوشتند و برنامه «90» هم قصه ما را پخش کرد. فردوسی‌پور با من تماس گرفت و درخواست کرد که از خون پسرم بگذریم. علی دایی و محسن بنگر هم زنگ زدند. امیر قلعه‌نویی هم دیشب (دوشنبه) زنگ زده بود.

* همه کسانی که زنگ زدند قول‌هایی دادند و گفتند که پول می‌دهند یا مدرسه فوتبال می‌سازند. ما انتظار هیچ پولی نداریم و فقط به خاطر رضای خدا این کار را کردیم.

* اگر کسی می‌خواهد برای بچه‌های شهر ما کاری کند مختار است و به ما مربوط نیست. ما از هیچ کس چیزی نمی‌خواهیم.

* ما دو پسر داشتیم که از دست دادیم و حالا تنها یک دختر برایمان مانده که در مقطع راهنمایی تحصیل می‌کند. از جوان‌ها می‌خواهم که دعوا نکنند و در درگیری‌ها تا می‌توانند شرکت نکنند. اگر هم ناچار به دعوا شدند دست به چاقو یا این چیزها نبرند که خود را اسیر کنند. این تنها نصحیت من به جوان‌ها است.

ا‌نتها‌ی‌ پیا‌م


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/30 ساعت 7:38 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


بازتاب اقدام زیبای فردوسی‌پور در سایت یاهو +عکس

بازتاب اقدام زیبای فردوسی‌پور در سایت یاهو +عکس
جمعه ۲۹ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۹
چیزی که باعث می شود بیشتر خوشحال باشیم، بازتابی است که خبر این بخشش پیدا کرده. حالا حتی خبر این اتفاق را روی صفحه نخست سایت yahoo هم می توان دید.
به گزارش عرش نیوز,اقدام برنامه ۹۰ برای رضایت گرفتن از خانواده غنی زاده و انصراف آن ها از اعدام قاتل پسرشان را بی شک باید یکی از تأثیرگذارترین اقدامات مثبت یک برنامه نلویزیونی در چند دهه اخیر دانست. یکی از بهترین کارهایی که عادل فردوسی پور می توانست با استفاده از محبوبیت برنامه اش به ثمر برساند. اقدامی که باعث شد تا بامداد ۲۷ فروردین طناب دار از گردن یک انسان باز شود.

داستان از این قرار بود که سالها پیش عبدالعزیز غنی زاده از پیشکسوتان فوتبال مازندران پسر خود را به خاطر کشته شدن در یک درگیری از دست داد و حکم اعدام قاتل برای صبح روز ۲۷ فروردین ۹۳ صادر شد. خانواده قاتل که در این مدت موفق به دریافت رضایت برای نجات فرزند خود نشدند دست به دامان رسانه ها و برنامه ۹۰ شدند تا در آخرین لحظات به دنبال روزنه امید باشند.

فردوسی پور در برنامه روز دوشنبه به این درخواست پاسخ مثبت داد و در اوایل برنامه اش با تاکید بر اینکه "گذشت" امری پسندیده است ابراز امیدواری کرد صبح سه شنبه خبری از اعدام نباشد. پس از اعلام این خبر، چند خیر در تماس با برنامه ۹۰ اعلام کردند که حاضر به پرداخت کامل دیه بوده و محسن بنگر مدافع پرسپولیس نیز خواستار تاکید دوباره این درخواست در برنامه شد.

چیزی که باعث می شود بیشتر خوشحال باشیم، بازتابی است که خبر این بخشش پیدا کرده. حالا حتی خبر این اتفاق را روی صفحه نخست سایت yahoo هم می توان دید.


منبع:بانک ورزش


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/30 ساعت 7:17 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


عدم واکنش در برابر توهین موجب بیماری‌های جسمی می‌شود

عدم واکنش در برابر توهین موجب بیماری‌های جسمی می‌شود

سلامانه : یک مشاور روانشناس با معرفی 3 نوع رفتار پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأتمندانه، میگرن، ناراحتی قلبی، مشکلات معده و روده و حتی آرتروز را نتیجه عدم واکنش در برابر توهین عنوان کرد

اصغر کیهان‌نیا در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به سه نوع رفتار پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأتمندانه اظهار داشت: اگر فرد در برخورد خود پرخاشگری کند رابطه‌اش با طرف مقابل بر هم می‌خورد بنابراین یکی از نتایج رفتار پرخاشگرانه این است که ارتباط دچار خدشه یا قطع می‌شود.

وی افزود: وقتی فردی در برابر توهین واکنشی نشان نمی‌دهد یا رنجشی را در خود بریزد و رفتاری منفعلانه داشته است در این هنگام غده‌های درون‌ریز مانند هیپوفیز، تیروئید و پاراتیروئید شروع به ترشح می‌کنند و ما از درون بیمار می‌شویم.

میگرن، ناراحتی قلبی، مشکلات معده و روده و حتی آرتروز به دلیل ریختن مشکلات در درون خود است بنابراین منشأ بعضی از بیماری‌های جسمی اتفاقات ناگوار روانی است.

این مشاور روانشناس ویژگی‌های رفتار جرأتمندانه و مقتدرانه را قاطعیت توأم با طمأنینه و مهربانی بخش منفعلانه افزود: فرد جرأتمند رفتارش قاطع، مؤدبانه با شجاعت اما با لحنی مهربانانه و انتخاب کلمات مهرانگیز است. از این طریق می‌توانیم طرف مقابل را با این ویژگی‌ها مجاب کنیم تا سهم خود را در اتفاق و تقصیر ببیند و بپذیرد.

وی ادامه داد: انسان‌های عصبانی، عجول، نگران و برخی افراد ترسو از ترس توهین رفتاری پرخاشگرانه و منفعلانه دارند مهرطلب و محافظه‌کار هستند و از ترس طرد شدن و تنهایی در برابر دیگران کوتاه می‌آیند.

این مشاور روانشناس عزت نفس و احترام به خود را دو ویژگی افرادی عنوان کرد که رفتاری جرأتمندانه از خود نشان می‌دهد.

وی ادامه داد: انسانهایی که از درون قوی، صاحب عزت نفس بالا و احترام به خود هستند و خود را قبول دارند با غوره سردی و با مویز گرمی‌شان نمی‌شود و با مهربانی ‌نظراتشان را انتقال می‌دهند.

وی با اشاره به آگاهی و خودشناسی برای شناسایی نوع رفتار و حل آن خاطرنشان کرد: باید نقاط ضعف خود را ببینیم در این صورت قادر خواهیم بود رفتارمان را کنترل کنیم.

 

این روانشناس اضافه کرد: فرد منفعل می‌گوید چرا این را نگفتم. چرا آن را گفتم ما به او تمرین می‌دهیم تا بداند چه بگوید مثلاً اگر کسی از ما طلب پول کند و پول نداشته باشیم یا خودمان لازم داشته باشیم باید از چه کلماتی استفاده کنیم که در عین قاطعیت توأم با مهربانی و احترام باشد و موجب رنجش نشود.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 93/01/25 ساعت 14:26 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


لطفا ،سیگاریها کمی تامل کنید!!!!




متاسفانه امـروزه برخی افراد به غلط سیـگار کـشـیـدن را نشانـه بلـوغ و یـا حتی "کلاس" در خود محسوب می کنند و با پـک زدنهـای آنچنانی سعی در خود نمایی و فخر فروشی مینمایند! این درحالیست که عوارض و صدمات ناشی از استعمال سیگار تقریـبـا بـرای همگی ما آشکار و معلوم است.

در ایـن ایمیل تنها بـه ۲۳ دلیل مهم برای ترک سیگار اشاره میکنیم:


۱. ظاهر آراسته تر با حذف لکه های روی انگشتان و دندانهایتان.

۲.
حذف بوی بد دهان ناشی از کشیدن سیگار و تنفس راحت تر.

۳.
حذف بوی سیگار از روی لباس، مو، و بـدنـتـان و تـمـام وسـایـلـی که با آنها سر و کار دارید.

۴.
پیشگیری از پیدایش چین وچروک زود هنگام در پوست صورتتان.

۵.
حذف مشکلات تنفسی از قبیل:خس خس حین تنفس، سرفه، برونشیت مزمن و از همه مهمتر سرطان ریه.

۶.
بازیافت دوباره حس بویایی و چـشـایـی کـه بـر اثر استعمال سیگار از حساسیتشان کاسته شده است. دوباره طعم واقعی غذایتان را احساس خواهید کرد.

۷.
احساس سرزندگی و شادابی دوباره در زندگی. افزایش قوای جسمانی.

۸.
خواب بهتر و راحت تر.

۹.
کاهش خطرات بیماریهای قلبی، نـفـخ، فـشـار خـون بـالا، تـپـش قـلـب، زخـم مـعده، برگشت اسید معده، سرطان دهان و تعداد بیشماری از سرطان های گوناگون.

۱۰.
کاهش بیش از ۵۰ بیماری و عارضه های گوناگون.

۱۱.
دوباره کنترل رفتار خود را بدست خواهید آورید و با رهایی از زنـدان اعـتـیـاد بـار دیگر حس آزادی را باز پس خواهید گرفت.

۱۲.
کاهش خطر آسیب رسیدن به نوزاد در زنان باردار.

۱۳.
افزایش طول عمر (افرادی که بطور مستمر سیگار می کشند بطور متوسط ۱۶ سال از عمر خود را از دست میدهند.

۱۴.
فراهم آوردن یک محیط سالم و سلامت برای کودکان و تمام افرادی که با آنان زندگی می کنید.

۱۵.
الگوی مناسبی برای فرزندانتان خواهید بود.

۱۶.
حذف هـزیـنـه هـای خرید سیگار که قابل توجه بوده و میتوان آن را صرف امور بهتری کرد.

۱۷.
رهایی از صدها ماده سمی و سرطانزای موجود در سیگار.

۱۸.
تردد و مسافرت بوسیله قطار، هواپیما و اتوبـوس بـرای شـما و دیـگر افراد سهل تر و دلپذیرتر خواهد شد.

۱۹.
دیگر در محل کارتان مجبور نمی باشد برای سیگار کشیدن به بیرون بروید.

۲۰.
آنکه بوسیدن محبوبتان میسر گشته و دیگر بوی دهانتان او را آزار نخواهد داد.

۲۱.
بـا تـرک ایـن عـادت نـادرسـت اعـتـمـاد بـنـفس خود را افزایش داده و به اراده خودتان ببالید.

۲۲.
از دنبال جاسیگاری گشتن خلاصی می یابید.

۲۳.
از آن مهمتر دیگر نیازی به مطالعه دوباره این مقاله نخوهید داشت!


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/12/08 ساعت 10:11 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


به دایی و کریمی تفنگ بدهید!


یک نفر به علی دایی و علی کریمی بگوید اگر می جنگید برای یک آرمان بجنگید، برای یک تفکر. امروز اما مردم دعوای شما را به جاه طلبی فردی ترجمه می کنند.

1 - درخت که می شوم / تو پائیزی ! / کشتی که می شوم/  تو بی نهایت توفان ها !/ تفنگت را بردار/  و راحت حرفت را بزن!   -گروس عبدالملکیان 
2- دعوای کلامی علی دایی و علی کریمی تمامی ندارد. بی حاصل. کش دار. بی محتوا. با ردیف کردن واژه ها و جمله ها برای لج در آوردن همدیگر. دو ستاره ای که نامشان در تالار فوتبال ایران حک شده است. ماندگار. فارغ از گزند باد و باران. هر دو پرسپولیسی. هر دو لژیونر. هر دو در لباس تیمی افسانه ای مانند بایرن مونیخ. هر دو ایستاده بر قله ثروت و شهرت. هر دو لج باز! 

چرا یک نفر این دو را به دوئل دعوت نمی کند؟ دو اسلحه دست شان بدهد، پشت به پشت هم، ده قدم بروند و برگردند، بنگ... و تمام!  این جنگ زرگری بی حاصل و اعصاب فرسا شاید اینگونه باید خاتمه پیدا کند! علی دایی و علی کریمی از جان هم چه می خواهند؟ چه اشتهای سیری ناپذیری برای تخریب همدیگر دارند. برای لگد زدن به بلور ظریف و دوست داشتنی خاطره های بی نظیری که از هر دویشان داریم. به امروز دایی نگاه نکنید که خشمگین است. با همه دعوا می کند، فریادهایش پرده صوتی تماشاگرهای تلویزیونی را هم آزار می دهد. او روزگاری« یک سنجاقک انسان نما» بود. یک گلادیاتور لاغر. چنان می جنگید که انگار تنها سرباز باقی مانده یک ملت است. 

با علی دایی ایران همیشه 1-0 جلو بود. حتی قبل از شروع بازی. این روزها با او سر لج افتاده ایم و گل هایش مقابل لائوس و مالدیو را به رخ اش می کشیم. زمانی روی شانه هایش می ایستادیم. دسته جمعی. برای تمام کشورهای عربی کُری می خواندیم. اخبارش در آرمینیا بیله فلد، گل هایش با لباس هرتا و ایستادن شانه به شانه اش به آن سبیل های ایرانی کنار اولی کان و ستاره های تیم ملی آلمان را با افتخار برای هم تعریف می کردیم. ما با علی دایی پادشاهی ها کرده ایم. با گل هایش روی ابرها لم داده ایم، با آن پاس گل های ابدی اش به خداداد عزیزی مقابل استرالیا، به مهدوی کیا مقابل آمریکا.... بعد از گل هایش به هوا پریده ایم؛ وزن کره زمین را سبک تر کرده ایم ... 



از علی کریمی هم خاطره خوب کم نداریم. مارادونای عصر بازیکنان فرتوت بود. جادوگری که توپ را از بین پاهای بازیکنان رقیب غیب می کرد. پیراهن اش را می بخشید به جانباز کنار زمین. هزینه درمان بیماری را بی سر و صدا می پذیرفت. مقابل اراده های غیرفوتبالی مردانه می ایستاد/ می ایستد. 

3- یک نفر به علی دایی و علی کریمی بگوید شما سرمایه های یک ملت هستید. درست مثل تخت جمشید. مثل دماوند. مثل قالی کرمان. ما شما را آسان به دست نیاورده ایم. از آن جوانی که در شرجی بوشهر کارگری کرد و پولش را بلیت اتوبوس خرید تا به ورزشگاه آزادی بیاید و نام شما را فریاد بزند تا پیرزنی که روبه روی تلویزیون نشست و با تسبیح دانه دانه برای سلامتی و موفقیت تان در لباس ایران صلوات نذر کرد دل هایشان را به ساق های شما بستند تا مردانه بایستید، تا علی دایی و علی کریمی بشوید. تا مردهای این مردم باشید. 

این فوتبال دوست داشتنی لعنتی روزی تمام می شود، پیر می شوید با استخوان هایی که دیگر یاری تان نمی کند تا تکل بزنید، با موهایی یک دست سفید. آن وقت سر برمی گردانید و می بینید چقدر آسان و ناسپاس به  بلور ظریف و دوست داشتنی خاطره های بی نظیری که برای مردم ساختید سنگ زدید. یک نفر به علی دایی و علی کریمی بگوید اگر می جنگید برای یک آرمان بجنگید، برای یک تفکر. امروز اما مردم دعوای شما را به جاه طلبی فردی ترجمه می کنند. شما که برای مردم تان با توپ فوتبال تا پای جان جنگیدید و شادمانی آوردید، اندکی آرام تر باشید و روزنامه ها را از جملات و طعنه های درشت خالی کنید؛ لطفاً.  

منبع:عصرایران


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/12/04 ساعت 9:27 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


عیادت پروین از کامیار سعادت

سرپرست باشگاه پرسپولیس و جمعی از عکاسان ورزشی با حضور در بیمارستان محمد رسول‌الله از کامیار سعادت عکاس باشگاه پرسپولیس عیادت کردند.
مهر: علی پروین به همراه جمعی از عکاسان ورزشی عصر امروز سه‌شنبه با حضور در بیمارستان حضرت محمد رسول‌الله از کامیار سعادت عکاس باشگاه پرسپولیس عیادت کردند.

عکاسان ورزشی ضمن عیادت از کامیار سعادت دقایقی با وی گفتگو کرده و آمادگی انجمن نویسندگان ورزشی و کمیته عکاسان ورزشی را برای هرگونه همکاری با او اعلام داشتند.


همچنین علی پروین سرپرست باشگاه پرسپولیس نیز برای دومین‌بار در طی دو هفته اخیر با حضور در بیمارستان محمد رسول‌الله از کامیار سعادت عیادت کرد.


سرپرست باشگاه پرسپولیس ضمن تقدیر و تشکر از زحمات چندین ساله کامیار سعادت برای باشگاه پرسپولیس تاکید کرد: باشگاه پرسپولیس و جامعه رسانه‌ای در کنار این عکاس حرفه‌ای و پرتلاش خواهند بود و زحمات وی را فراموش نخواهند کرد.


پروین برای کامیار سعادت آرزوی سلامتی کرده و ابراز امیدواری کرد این عکاس باتجربه که سال‌ها با باشگاه پرسپولیس همکاری داشته، هرچه سریع‌تر سلامتی خود را به دست آورده و فعالیت خود در باشگاه پرسپولیس را از سر گیرد.

علی پروین همچنین از زحمات و تلاش های پزشکان و پرسنل بیمارستان حضرت محمد رسول الله تقدیر و تشکر کرده و در گفتگو با پزشکان متخصص در جریان آخرین وضعیت پزشکی کامیار سعادت قرار گرفت.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/11/29 ساعت 0:55 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


گزارش لوموند از دختر جوان بلوچ ایرانی که شهردار شهرش شد


گزارش لوموند از دختر جوان بلوچ ایرانی که شهردار شهرش شد

روزنامۀ لوموند در گزارشی، سمیه را سمبل بانوی مدرن امروز ایران معرفی کرده است.

به گزارش شفقنا به نقل از خبرآنلاین، روزنامۀ لوموند در گزارشی به معرفی خانم سمیه بلوچ زی، شهردار کلات پرداخته است. در این گزارش آمده است:

خانم، جوان، سنی، بلوچ و مجرد؛ این پروفایل سمیۀ بلوچ زی است؛ خانمی که در نوامبر 2013 به عنوان شهردار کلات از توابع استان استان سیستان بلوچستان انتخاب شد. انتخاب این خانم 26 ساله از اقلیتی مذهبی سنی(با توجه به اینکه سنی‌ها 10% جمعیت ایران را در مقابل جمعیت 90% شیعه تشکیل می دهند) و همچنین اقلیت بلوچ تفاسیر مختلفی به همراه داشته است.

روزنامۀ فرانسوی لوموند در ادامه می افزاید: این خانم جوان شهر کلات را پس از اخذ دیپلم ترک کرد و برای ادامۀ تحصیل به دانشگاه آزاد اسلامی رفت؛ البته تصمیمی که به ندرت در مورد دخترهای مثل سمیه در آن شهر گرفته می شود. خانم بلوچ زی پس از اخذ مدرک فوق لیسانس در رشتۀ مهندسی منابع طبیعی، برخلاف همۀ دخترانی که متولد مناطق فقیر ایران هستند و ترجیح می دهند در یک پایتخت زندگی کنند، به شهر زادگاهش بازگشت.

خود سمیه در این باره می گوید: "می خواستم به شهرم خدمت کنم. محرومیت اینجا غیرقابل تحمل است. می خواستم با این مشکلات وارد مبارزه شوم تا آنها را از پای درآورم". این صحبت های سمیه است در مصاحبه با روزنامۀ شرق. سمیه بعد از آن تصمیم می گیرد با ارائه پروژه ها و طرحهای مختلفش، خود را کاندیدای انتخابات شهرداری کند؛ طرحهایی که بخش قابل توجهی از آنها موضوع توسعه مراکز فرهنگی و ورزشی در آن منطقه بود.

سمیه در این باره می گوید: دلم نمی خواهد بچه های کلات ناامید باشند. وقتی آنها یک پارک را در شهر دیگری می بینند، آنقدر هیجان زده می شوند که نگو. متأسفانه شهر ما هیچ امکاناتی ندارد. صحبت های سمیه اعضای شورا که او را برای شهرداری انتخاب کردند، متقاعد کرد. سمیه از زمان انتخاب شدنش به عنوان شهردار، ایجاد تأسیسات زیربنایی و تفریحی برای زنان و کودکان در حوزۀ فرهنگی و آموزشی را در دستور کار خود قرار داده است.

نویسندۀ گزارش در آخر می نویسد: سمیه بلوچ زی، چند وقتی است که در کانون توجه رسانه های ایرانی قرار گرفته است؛ رسانه هایی که سمیه را سمبل مدرنیته و سمبل تغییر در روحیات و فضای جامعۀ ایرانی می دانند. تصاویری که از  او منتشر می شود، خانمی است مصمم، بااراده با  چادر سیاه بر سر با روسری رنگ روشن که یا پشت لپ تاپ در حال کار کردن است و یا در حال بازدید از مدارس.

خانم شهردار یک آرزو دارد؛ شهری پر از پارک با آسمانی آبی.

انتهای پیام

قابل توجه شهرداران مرد!!!!!!!


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/11/23 ساعت 21:43 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


مصاحبه غم انگيز اعدامي زنده شده

هنوز وقتی صحبت از شب اعدام می‌شود، تنش به‌لرزه می‌افتد و بغض گلویش را می‌گیرد. هرچند علیرضا -اعدامی نجات‌یافته بجنوردی- دیگر خطر مرگ را احساس نمی‌کند، اما همچنان در زندان است و خانواده‌اش نیز در تنگنا قرار دارند.

به گزارش ایسنا،‌ شرق در ادامه نوشت: همسر علیرضا، همراه سه‌فرزندش در محله‌ای فقیرنشین خارج از شهر بجنورد زندگی می‌کند و تحت‌پوشش «کمیته امداد» است. او می‌گوید صاحبخانه، عذرش را خواسته، پسرش ترک تحصیل کرده و شوهرش دچار فراموشی شده ‌است. این زن 32ساله در گفت‌وگو با «شرق» وضعیت زندگی‌اش را شرح داده است.

وقتی به شما خبر دادند شوهرتان زنده ‌است چه احساسی داشتید؟

واقعا فکر نمی‌کردم که اولین ‌سوالتان این باشد. همه تنم دارد می‌لرزد. خیلی حالم بد شد. هنوز هم وقتی یاد آن روز می‌افتم انگار می‌میرم و زنده می‌شوم. اگر بخواهم خوب احساسم را برای شما توضیح بدهم باید بگویم من هم با علیرضا اعدام شدم. یا نه بهتر است بگویم من و بچه‌هایم با علیرضا اعدام شدیم. خیلی بد بود.

می‌دانستی شوهرت حکم اعدام دارد؟

این مساله پنهانی نبود. همه می‌دانستند که علیرضا محکوم به اعدام شده‌ است. هر هفته به دیدنش می‌رفتم. البته بعضی هفته‌ها هم چون نمی‌توانستم پول رفت‌وآمد را جور کنم، نمی‌رفتم. اما سعی می‌کردم مرتب ببینمش.

می‌دانستید کی قرار است اعدام شود؟

نه، خبر نداشتم. یک‌روز قبل از اعدام، علیرضا زنگ زد و گفت به زندان بیا. پرسیدم چه شده؟ گفت، نمی‌دانم رییس زندان گفته اگر دوست داری می‌توانی خانواده‌ات را ببینی. انگار که قلبم از جا کنده ‌شد. گاهی که به ملاقات شوهرم می‌رفتم، می‌دیدم وقتی بی‌خبر برای ملاقات صدا می‌زنند، یعنی قرار است حکم اجرا شود. بعد هم به ما گفتند هرکسی از خانواده‌اش که دوست دارد می‌تواند علیرضا را ببیند. من و بچه‌هایم با برادرشوهرم رفتیم. آنجا فهمیدیم که قرار است علیرضا فردای آن روز اعدام شود.

در آن ملاقات درباره چه‌چیزی حرف زدید؟

اصلا مگر می‌شود در آن شرایط حرف زد. برایش بمیرم. خیلی گریه کرده‌ بود. من چشم‌های علیرضا را می‌شناسم. قرمز‌قرمز شده‌ بود. گفت، مرا از «بند» صدا کردند و دیگر داخل نبردند. گفتند باید در انفرادی باشی. بعد هم فهمیدم قرار است حکم اجرا شود. البته سعی می‌کرد جلو ما خودش را کنترل کند. بچه‌ها را بغل کرد، آنها را بو می‌کرد و می‌بوسید. با برادرش صحبت کرد. دست روی سرم کشید و من را هم بغل کرد. گفت، همه به کنار، اما تو بدان همیشه در قلب من هستی. خیلی دوستت دارم. به خاطر عشق تو هرکاری می‌کنم. آخر می‌دانید من و علیرضا خیلی همدیگر را دوست داشتیم. اصلا یک زن و شوهر خاص بودیم. گفتم، علیرضا نمی‌خواهم تو را از دست بدهم. گفت، گریه نکن من دیوانه می‌شوم. بعد خندید و گفت، ببین من می‌خندم، خدا هرچه بخواهد، همان می‌شود. وقتی داشت می‌رفت، انگار قلبم کنده ‌شد.

چطور متوجه ‌شدید زنده‌ مانده ‌است؟

آن شب تا صبح نخوابیدم. خودم را زدم و گریه کردم. بچه‌ها خیلی حالشان بد بود. خیلی گریه می‌کردند. صبح که شد سیاه پوشیدیم و عزاداری را شروع کردیم. دایی‌ام رفت جنازه را تحویل بگیرد. ساعت حدود 9 صبح بود که زنگ زد و گفت علیرضا زنده‌ است. گفتم دایی چی می‌گویی، یعنی اعدامش نکردند؟ گفت چرا اعدام کردند، اما زنده مانده ‌است. اصلا یک حالی بودم، باورم نمی‌شد. اسم اعدامی زنده‌شده را مسوول بیمارستان روی علیرضا گذاشته‌ بود. وقتی دایی‌ام رفته و گفته ‌بود آمده‌ام جنازه علیرضا ممقانی را تحویل بگیرم، به او گفتند، همان اعدامی‌ زنده‌شده را می‌خواهی؟ او در بخش آی‌سی‌یو است. دایی‌ام زنگ زد و گفت شوهرت زنده‌ است. یعنی قدرت خدا را به چشم دیدم. عزا تبدیل به عروسی و جشن شد. به همه محله شیرینی دادم.

وقتی شوهرت را دیدی چه حسی داشتی؟

اصلا همین حالا که دارم برای شما می‌گویم، انگار دارم خواب می‌بینم. باورم نمی‌شد، بغلش کردم. اول حرفی نمی‌زد. به ما گفته ‌بودند، ممکن است فلج شود، خودتان را برای هرچیزی آماده کنید. اما خدا را شکر خیلی بهتر شد.

حالا شوهرت در چه وضعیتی است؟

فراموشی گرفته. خیلی چیزها یادش نمی‌آید.

یعنی یادش نیست که اعدام شده است؟

حالا یادش نمی‌آید. هربار که به ملاقاتش می‌روم چند دقیقه‌ای مثل غریبه‌ها به من نگاه می‌کند.

چطور با او صحبت می‌کنی؟

خودم را معرفی می‌کنم می‌گویم علیرضا من زن تو هستم. خوب نگاه کن، دستم را بگیر. چندبار که می‌گویم، من را می‌شناسد. می‌گوید، یادم آمد. می‌گویم، علیرضا اینها بچه‌های تو هستند. دخترانت را نگاه کن. دوباره فکر می‌کند. بعد بچه‌ها را یادش می‌آید. حافظه‌اش از بین رفته. از وقتی از بیمارستان به زندان برده ‌شده، چون دارو به اندازه کافی در دسترسش نیست و مثل بیمارستان از او مراقبت نمی‌شود، فراموشی‌اش بدتر شده‌ است. هربار که می‌روم برایش توضیح می‌دهم که تو اعدام شدی، اما زنده ‌ماندی، بعد دوباره یادش می‌آید. حالت عادی ندارد.

دکترها نگفته‌اند چرا اینطور شده است؟

می‌گویند به دو دلیل است، اول اینکه اکسیژن به مغزش نرسیده. بعد هم دچار شوک ناشی از اعدام است. می‌گویند، مراقبت زیادی لازم دارد تا خوب شود.

چه کارهایی می‌شود برای بهبودی‌اش انجام داد؟

باید او را از زندان بیرون بیاوریم تا بتوانیم درمانش کنیم. غذای خوب و مقوی بدهیم. در محیط خانه باشد تا ما را بیشتر یادش بیاید.

وکیل علیرضا در مورد راهکار قانونی با شما صحبت نکرده است؟

راهش این است که 300میلیون‌تومان «وثیقه» بگذاریم، بیرون بیاید. اما من هرکاری بکنم، نمی‌توانم این سند را جور کنم. اصلا برایم ممکن نیست. آنقدر فقیر هستم که در خرج خانه‌ام مانده‌ام.

خرج خانه‌ات را چطور تامین می‌کنی؟

تحت‌پوشش «کمیته امداد» هستم. ماهی 60هزارتومان از آنجا می‌گیرم. یارانه هم می‌گیرم. با همین پول مجبورم هم خرجی خانواده و هم اجاره‌خانه را بدهم. هزینه‌های علیرضا هم هست.

در حال حاضر خانه‌ات کجاست؟

خارج از بجنورد است. ما در حاشیه شهر زندگی می‌کنیم. از جایی که ما هستیم تا شهر با ماشین 20دقیقه راه است. بچه‌هایم مجبور هستند، در شهر به مدرسه بروند. اما حالا یک هفته است که پسرم مدرسه نمی‌رود.

چرا؟

نمی‌توانیم کرایه ماشین را جور کنیم. گفت، بگذار خواهرهایم درس بخوانند. اشکالی ندارد، من مدرسه نروم. بچه‌ام فداکاری کرد. دوم دبیرستان است. خیلی درسش خوب است. اما پولمان نمی‌رسد. از جایی که ما هستیم تا جایی که پسرم به مدرسه می‌رود، باید 500 تومان کرایه ماشین بدهد. همین‌طوری می‌شود روزی هزارتومان. نتوانستیم پولش را بدهیم. مثلا من خودم وقتی برای دیدن علیرضا می‌روم شش‌ هزار تومان کرایه‌ ماشینم می‌شود. هفته پیش گفتند، برایش دارو بخر. نسخه را به داروخانه بردم و دارو را خریدم. بعد هم دوباره به زندان برگشتم. پول داروها شد 11 هزارتومان. من پول ندارم بدهم. به خدا هیچ ‌پولی ندارم. برای خانه‌ای که اجاره کرده‌ایم، چهار میلیون‌ تومان پول پیش دادیم و 10 هزار تومان اجاره می‌دهیم. صاحبخانه می‌خواست اجاره را بالا ببرد. خانه هیچ امکاناتی ندارد. در آشپزخانه حتی یک کابینت نیست و من ظرف‌هایم را در سبد می‌گذارم. البته اشکالی ندارد. سرنوشت من هم این بود. اما راستش صاحبخانه جوابم کرده و می‌گوید باید بروی یا کرایه را زیاد کنی. با این وضعیت چه باید بکنم؟

دنبال خانه جدید رفته‌ای؟

کدام خانه؟ دلت خوش است. صاحبخانه می‌گوید، نمی‌توانم چهار میلیون‌ تومانت را بدهم که بروی. من هم یک‌ و نیم‌میلیون‌ تومان قرض کرده ‌بودم که بیعانه خانه دیگری را بدهم. اما صاحبخانه جدید گفت، یا همه پول را بده و بیا بنشین، یا پولت را پس می‌دهم. پول را پس گرفتم و دوباره به صاحبانش برگردانم. حالا صاحبخانه وسایلم را به حیاط ریخته و می‌گوید، اگر کرایه را زیاد نمی‌کنی برو.

یعنی حالا شما در خیابان زندگی می‌کنید؟

یک‌روز در خیابان بودیم. با سه‌بچه چه کنم؟ برادرم آمد و واسطه شد و به صاحبخانه گفت، بگذار چندماهی اینجا باشند تا جایی ارزان‌تر پیدا کنیم. انگار بدبختی‌های من تمامی ندارد. این وسط به من می‌گویند 300 میلیون‌تومان سند بیاور. یکی نیست بگوید، اگر این پول را داشتیم که شوهرم مواد نمی‌فروخت. ما از بدبختی به این روز افتادیم. نان شب نداریم بخوریم.

شنیده‌ام کار می‌کنی؟

وقتی علیرضا را بازداشت کردند، دیگر همان آب‌باریکه هم قطع شد. او برای آدم دیگری مواد جابه‌جا می‌کرد و پولش مال خودش نبود. مال کسی دیگر بود. وقتی او را گرفتند، خیلی فقیر شدیم. من در خانه‌های مردم کار می‌کردم. در این چهارسال، نگذاشتم آبرویش برود و خدایی نکرده به بدبختی بیفتیم. آبرویم را برد، اما آبرویش را حفظ کردم.

چرا چنین کاری برای شوهرت کردی؟ چرا از او جدا نشدی؟

ما عاشق و معشوق بودیم. علیرضا پسرخاله من بود. از همان نوجوانی دوستش داشتم. خیلی مرد بود. خدا سایه‌اش را از سرم کم نکند. خیلی دوستش دارم. عشق ما در فامیل معروف بود. حالا هم آبرویش را حفظ می‌کنم. از دستش دلخور هستم. اما دوستش دارم. علیرضا مرد چشم‌پاکی بود. خدا را شاهد می‌گیرم، چشم به ناموس یا مال مردم نداشت. من را هم خیلی دوست داشت. مرد باشرفی بود. اما خب، بدبختی، بد دردی است. آدم را به هر راهی می‌کشاند. با این حال دزد ناموس مردم نبود. حواسش به زندگی‌اش بود.

فامیل برای اینکه آواره نشوی کمکت نمی‌کنند؟

هرکس به اندازه خودش گرفتار است و بدبختی‌های خودش را دارد. بندگان خدا دست من را می‌گیرند. اما چقدر می‌توانند این کار را بکنند؟ اگر بتوانم علیرضا را بیرون بیاورم و چندماهی در خانه به او رسیدگی کنم و بچه‌ها دورش باشند، شاید فراموشی‌اش درست شود. اصرار دارم که پسرم درس بخواند. من که بدبخت شدم، اما می‌خواهم خدا سرنوشت آنها را مثل من نکند. بچه‌ها اگر درس بخوانند، اینطوری نمی‌شوند. اگر پول داروهای علیرضا نبود، شاید می‌شد کرایه ماشین پسرم را بدهم. اما حالا نمی‌شود. حالا باز شکر که خدا علیرضا را به ما داد. آخر شما نمی‌دانید که علیرضا به من گفت، تو نگین زندگی من هستی. همه‌چیز را درست می‌کنم اما بنده خدا گرفتار شد.

حالا چه خواسته‌ای از مسوولان داری؟

خواسته‌ام این است حالا که لطف کردند و به او عفو دادند، یک کمکی به من بکنند، زندگی کنیم. علیرضا دیگر دنبال خلاف نمی‌رود. بیایند و وضعیتش را ببینند. خودشان دلشان به‌رحم می‌آید. سرنوشت بچه‌های من را ببینند، متوجه می‌شوند علیرضا چرا موادفروش شد. چندماه دیگر صاحبخانه دوباره وسایلم را بیرون می‌ریزد. آن‌وقت توقع دارید من چه بکنم؟ حالا که خدا خواست و شوهرم زنده ‌ماند، حداقل کمک کنید تا ما زندگی کنیم. این وضعیت برای من مثل مرگ است. دیگر نمی‌توانم بنشینم که این‌بار پسرم برای تامین خورد و خوراک ما مجبور شود، خلاف کند و بعد هم او را بگیرند و سرنوشتی مثل سرنوشت پدرش داشته‌ باشد. ما حالا به حمایت نیاز داریم. اینکه ولمان کنند به امان خدا و در بدبختی باشیم و بعد بگویند، چرا چنین و چنان شد که نمی‌شود. یکی بیاید بگوید دردتان چه بود؟ چرا شوهرت موادفروش شد؟ بیایند وضعیت زندگی من را ببینند. جایی زندگی می‌کنم که اگر نصفه‌شب بچه‌ام مریض شود، ماشین نیست که او را به بیمارستان ببرم. ما احتیاج به کمک داریم. آدم‌ها تا یک جایی در برابر بی‌پولی و بدبختی می‌توانند مقاومت کنند. خدا را شکر بچه‌هایم سالم هستند. کار خلاف نمی‌کنند. اما مسوولان هم توجهی به بدبخت‌هایی مثل ما کنند. خدا شاهد است که من گاهی برای خرید یک نان می‌مانم.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/11/15 ساعت 22:46 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


خرافات یا واقعیت!

همه مردم در همه جاهای دنیا گرفتار انواع خرافات در زمینه های مختلف هستند. یکی از خرافات مردم اروپا و آمریکا در زمینه خوش شانسی و اقبال در سال جدید است. آنها نیز همچون ما در جشن سال نوی خود به مسایلی فکر می کنند که نسل به نسل تکرار شده است. به طور مثال، ما اعتقاد داریم اولین عیدی که از فردی می گیریم تعیین کننده وضع مالی ما در سال آینده خواهد بود. به خوب یا بد بودن دست طرف اعتقاد داریم. مردم دیگر نقاط جهان هم خرافه های خاص خود را دارند، از شکستن ظرف گرفته تا پریدن از روی موج دریا مواردی هستند که فکر می کنند باعث اقبال در سال جدید خواهد شد.


دانمارک: شکستن ظرف


مردم دانمارک عموما سال نوی خود را با شکستن بشقاب در مقابل خانه دوستانشان آغاز می کنند. هر چه بشقاب های بیشتری در مقابل خانه شما شکسته شود نشان دهنده این است دوستان بیشتری دارید. دانمارکی ها رسم دیگری هم دارند. اینکه روی صندلی بایستند و نیمه شب پایین بپرند تا ارواح خبیثه و شیطانی را از خانه و زندگی خود دور کنند و با شانس بیشتری وارد سال جدید شوند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اسکاتلند: مهمان ویژه


اسکاتلندی ها اعتقاد دارند، نخستین فردی که نیمه شب از جلوی خانه شما عبور کنند، تعیین کننده شانس و موفقیت شما در سال جدید خواهد بود. امروز این رسم را جشن می گیرند و به آن "اولین قدم" می گویند. آنها به بازدید یکدیگر می روند و غذا، خوراکی یا هدایای کوچکی برای یکدیگر می برند تا سال آینده را با شادی و خوش اقبالی آغاز کنند.

در شهر استونهاون، یکی از شهرهای کشور اسکاتلند، مردهای کیلت پوشیده (دامن های پشمی مردانه اسکاتلند)، در خیابان ها رژه می روند و توپ های آتشین به تیر و دیوارهای پرتاب می کنند تا روح شیطان را بسوزانند تا با آنها وارد سال جدید نشود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اسپانیا: جادوی میوه ها


در اسپانیا و پرتقال مردم نیمه شب، ۱۲ عدد انگور را روی اعداد ساعت قرار می دهند تا به رسم ۱۲ ماه سال، برکت و شادابی بر زندگی آنها جاری باشد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برزیل: پریدن از روی موج


در برزیل، مردمی که آمدن سال نو را جشن می گیرند، پس از نیمه شب به دریا می روند و از روی ۷ موج دریا یا اقیانوس می پرند و در هر مرتبه، آرزوی خود برای سال آینده را بیان می کنند. اعتقاد دارند با این کار رویاهای آنها محقق خواهد شد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روسیه: نوشتن و سوزاندن


روس ها بزرگ ترین آرزوهای خود را روی کاغذ می نویسند. هنگامی که ساعت ۱۲ نیمه شب را نشان داد، آن کاغذ را با شمع می سوزانند و خاکستر آن را داخل لیوان شامپاین خود می ریزند و می نوشند. با این کار اعتقاد دارند آرزوهایشان برآورده خواهد شد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آلمان: فلز سخت


سنت خرافی آلمانی ها برای اقبال در سال جدید، ذوب کردن سرب است. آنها سرب را در یک قاشق غذاخوری روی شعله مستقیم آتش ذوب می کنند و آن را داخل سطلی پر از آب می ریزند. وقتی فلز سرد شد و شکل گرفت، آن را خارج می کنند و شکل آن را به شانس و اقبال سال آینده خود تشبیه می کنند. شکل قلب یا حلقه نشان دهنده ازدواج هستند. شکل گوسفند نشان دهنده سفر و توپ یا دایره نشانه خوش شانسی است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یونان: سکه در کیک


یونانی ها در مراسم جشن سال نوی خود و برای خوش اقبالی، کیک ریحان می پزند. یک سکه، منجوق، خنزرپنزر ارزان داخل خمیر آن قرار می دهند. هنگامی که ساعت ۱۲ شب شد، کیک را برش و تکه ای از آن را به هر نفر می دهند. فردی که سکه یا منجوق را پیدا کند، در سال آینده از بقیه خوش شانس تر خواهد بود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فیلیپین: دایره اقبال


در فیلیپین مردم اعتقاد دارند هر چیز گرد و دایره ای شکل نشانه و نماد برکت و بهروزی است. به همین دلیل، فیلیپینی ها در سال نو میز را با انواع خوراکی ها و میوه های گرد تزئین می کنند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ژاپن: سوپ نودل سیاه


در ژاپن مردم سال نوی خود را با خوردن سوپ نودل سوبا (نودلی که از آرد گندم سیاه تهیه می شود) آغاز می کنند. بلند بودن رشته ها نودل نمادی از بلندی زندگی و رونق و روزبهی است. ژاپنی ها اعتقاد دارند باید نودل را از ابتدا تا انتها هورت بکشند و هرگز آن را نجوند یا با دندان نصف نکنند.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/11/10 ساعت 19:16 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


حداقل حقوق و دستمزد ۹۳ +حداقل دستمزد کارگران موضوع مناظره شد

حداقل حقوق و دستمزد ۹۳ +حداقل دستمزد کارگران موضوع مناظره شد

موضوع مناظره بیست و سوم تلویزیون «حداقل دستمزد کارگری» اعلام شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، حداقل دستمزد کارگری در سال ۹۳ موضوع مناظره بیست و دوم شد.
لازم به توضیح است اسامی مهمانان این هفته مناظره متعاقبا اعلام خواهدشد.
برنامه « مناظره » با رویکردی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جمعه هر هفته ساعت ۱۶٫۳۰ تا ۱۹ با تهیه کنندگی سعید نبی و اجرای مرتضی حیدری به روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود.
خبر ۲۱ دی ۹۲  – کارگران را با تعیین دستمزد کمتر، درمانده نکنید!

یک فعال کارگری با تاکید بر لحاظ کردن هزینه‌های زندگی در تعیین دستمزد کارگران، گفت: شورای عالی کار با تعیین دستمزدی کمتر از هزینه‌های زندگی، زمینه درماندگی و استیصال کارگران را فراهم نکند.
غلامرضا توکلی در گفت وگو با خبرنگار تعاون و اشتغال ایسنا، اظهار کرد: در دولت یازدهم فضای مناسبی برای پیگیری مطالبات و طرح مشکلات جامعه کارگری به وجود آمده است و بر این اساس گروههای کارگری باید از این فرصت برای بیان نیازهای کارگران و مشکلات آنها استفاده کنند و مسئولان را برای اتخاذ تصمیمات درست در جریان امر قرار بدهند.
وی با تاکید بر ضرورت بهره‌مندی کارگران از حقوق و مزایای قانونی ادامه داد: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی باید در حوزه مربوط به خود نسبت به اجرا و رعایت حقوق کارگران در بنگاههای اقتصادی احساس مسئولیت کنند و چنانچه در صنف، بنگاه یا کارگاهی حقوق کارگران رعایت نمی‌شود عکس العمل مناسب از خود نشان بدهند و منتظر شکایت و تقاضای کارگران برای جلوگیری از قانون‌شکنی‌ها نباشند بلکه تدابیر و اقدامات لازم برای بهره‌مندی کارگران از حقوق و مزایای قانونی را صورت دهند.
توکلی تصریح کرد: در حال حاضر کارگران به اقتصادی سالم و قوی نیاز دارند که اهمیت به تولید و صنعت و استفاده از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها را در نظر داشته باشد و تولیدات آن قابل رقابت با تولیدات مشابه سطح جهان باشد.
این فعال کارگری با تاکید بر ضرورت حفظ امنیت شغلی کارگران، تصریح کرد: باید زمینه احیای امنیت شغلی کارگران را با تعریف شفاف و گویا از تبصره‌های ۱ و ۲ قانون کار و حذف بند‌ها و تبصره‌هایی از قانون رفع موانع تولید و سرمایه‌گذاری فراهم کنیم.
دبیر کانون سراسری انجمن‌های صنفی کارگران نانوایی های ایران، در پایان تنظیم سند ملی کار شایسته بر اساس ماده ۲۵ قانون برنامه پنجم توسعه را خواستار شد و افزود: انتظار جامعه کارگری این است که هرنوع قرارداد کاری میان کارگر و کارفرما در صورتی وجاهت قانونی پیدا کند که منطبق با طبیعت کاری باشد که کارگر در آن باید کار کند.
خبر ۱۹ دی ۹۲ – دولت سال ۹۳ چقدر حقوق می دهد؟
براساس ارقام مندرج در بودجه طی سال ۹۳ بالغ بر ۱۲۱ هزار میلیارد تومان از بودجه دولت صرف پرداخت دستمزد و حقوق کارکنان و بازنشستگان خواهد شد.علی پاکزاد: دولت در سالهای اخیر به شدت بزرگ شده است و حجم بالایی از هزینه دولت هزینه پرسنلی است، براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی براساس لایحه بودجه سال ۹۳ بالغ بر ۱۴۱ هزار میلیارد تومان اعتبارات هزینه ای در بودجه دولت دیده شده است است که از این رقم بالغ بر ۱۲۱٫۴ هزار میلیارد تومان ردیف های بودجه ای هستند که به نوعی صرف پرداخت دستمزد و حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان می شود.در این میان نکته مبهم تعداد کارکنان دولت است، براساس ارقام منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران آخرین تعداد رسمی نیروهای دولتی در سال ۸۷ معادل دو میلیون ۲۶۳ هزار و ۴۳۲ نفر بوده اند و تعداد بازنشستگان نیز در سال ۸۹ رقمی معادل یک میلیون ۹۴ هزار و ۶۸۸ نفر و تعداد بازنشستگان نیروهای مسلح نیز در سال ۹۰ معادل ۶۰۰ هزار نفراعلام شده بود .طبق این آمار دولت باید به جمعیتی حدود ۳ میلیون و ۹۵۸ هزار نفر حقوق ماهیانه پرداخت کند که به این ترتیب می توان متوسط سرانه حقوق پرداختی دولت را ماهانه ۲٫۵ میلیون تومان برآورد کرد که پنج برابر حداقل دستمزد سال ۹۲ است و نشان از عدم تناسب بین ارقام روی کاغذ و میزان دستمزدهای پردختی واقعی دارد البته میزان پرداختی به بازنشستگان تناسبی با این رقم سرانه ندارد و بسیار پایین تر است و از سوی دیگر تعداد دقیق از کارکنان فعال دولت نیز در دست نیست ولی به هر شکل می توان این تصور را کرد که دستمزدهای پرداختی توسط بخش دولتی برای سطوح میانی کارکنان از بخش خصوصی جذاب تر است.

به محض روی کار آمدن دولت یازدهم این بحث مطرح شد که باید استخدامهای بی ضابطه دولت قبل ساماندهی شود و از هزینه های چند هزار میلیارد تومانی اجرای آخرین مصوبه دولت دهم در قبال تغییر وزضعیت کارکنان قراردادی دولت سخن به میان آمد ولی بعد از آن هیچ خبری از انتشار آمار مربوط به تعداد کارکنان دولت بیان نشده است و به نظر می رسد خود دولت نیز نمی داند چه تعداد نان خور دارد.

از سوی دیگر وضعیت غیر شفاف حاکم بر تعداد کارکنان دولت بر بودجه مربوط و هزینه های مربوط به دستمزد نیز حاکم است و دولت هیچ رقم شفافی را به عنوان میزان دستمزد و حقوق کارکنان خود ارایه نمی کند که بنا بر گزارش مرکزپژوهش های مجلس شورای اسلامی این نیز یکی دیگر از ضعف های و عدم شفافیت های بودجه های سنواتی محسوب می شود.

رقم ۱۲۱ هزار میلیارد تومان میزان دقیق پرداختی دولت به کارکنانش نیست و این رقم با سر جمع برخی از هزینه های رفاهی انجام شده از سوی دولت البته به غیر از یارانه های مستقیم محاسبه شده است و به دلیل عدم شفافیت بودجه استخرج دقیق این ارقا حتی برا مرکز پژوهشهای مجلس نیز ممکن نشده است.

خبر ۱۶ دی ۹۲ – موافق افزایش حقوق کارگران هستیم اما از جیب دولت
رئیس هیئت مدیره انجمن‌های صنفی کارفرمایی استان تهران با تأکید بر اینکه دولت باید در افزایش دستمزد از کارفرمایان حمایت کند، گفت: کارفرمایان با اصل افزایش دستمزد مخالف نیستند اما معتقدند دولت باید اضافه هزینه را تقبل کند.
حمیدرضا سیفی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم،درباره دستمزد سال آینده کارگران گفت: با توجه به شرایط سخت اقتصادی قدرت خرید کارگران کاهش یافته است و در این مسئله شکی نداریم که حقوق باید افزایش یابد اما اینکه جبران این ضرر به‌عهده کارفرما قرار گیرد، صحیح نیست.
وی ادامه داد: کارفرمایان اگر برای کار خود توجیه اقتصادی نداشته باشند، کارگر خود را اخراج می‌کنند و این مشکلی برای بازار کار تلقی می‌شود. در صورتی که تولید و کار وجود نداشته باشد کارگر و کارفرما معنا نخواهد یافت.
سیفی تأکید کرد: اگر قرار است نیرویی اخراج شود و به جمعیت بیکار جامعه افزوده شود بهتر است که با حقوق کمتر در بنگاهی مشغول فعالیت باشد. حتی خود کارگران نیز تمایل دارند با حقوق کمتری کار کنند اما اخراج نشوند.
وی با بیان اینکه چشم‌انداز خوبی پیشِ‌روی تولید است و دولت قول‌هایی برای کمک به حل مشکلات داده است، اظهار داشت: مسلماً اگر وضعیت تولید رونق بگیرد، وضعیت معیشتی کارگران هم بهبود پیدا می‌کند.
این فعال کارفرمایی تأکید کرد: دولت باید به‌جای حمایت از کارگران و کارفرمایان از تولید حمایت کند. اگر مشکلات در مسیر تولید برداشته شود، اشتغال‌زایی که یکی از مشکلات اصلی در جامعه فعلی است رونق خواهد گرفت.
وی ادام داد: با اصل افزایش دستمزد کارگران مشکلی نداریم اما پیشنهاد می‌کنیم دولت باید در افزایش دستمزد کارفرمایان را حمایت کند یا از طریق  ارائه سبد کالای غیرنقدی کارگران را حمایت کند.
سیفی اظهار داشت: دستمزد کارگران باید به‌صورت سه‌جانبه تعیین شود. اینکه کارگران باید مطابق با تورم حقوق دریافت کنند  خلاف نظر کارفرمایان نیست، اما دولت باید هزینه اضافه شده را تقبل کند.
خبر ۱۶ دی ۹۲ – کارگران سال ۹۳ “مزد منصفانه” می‌گیرند
رئیس کارگروه مزد مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران با بیان اینکه طرح “مزد منصفانه و کار منصفانه” را روحانی بهمن ماه ۹۱ مطرح کرده بود، گفت: تأکید کارگران اجرای دقیق ماده ۴۱ قانون کار است.
فرامرز توفیقی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به برگزاری جلسات غیررسمی معاونت روابط کار برای افزایش دستمزد سال آینده کارگران گفت: بهمن ماه سال گذشته موضوع “مزد منصفانه و کار منصفانه” از سوی حجت الاسلام حسن روحانی و نوبخت در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد.
وی ادامه داد: به‌نظر کارگران طرح رئیس جمهور بهترین مدل برای دستمزد سال آینده کارگران است و می‌‌تواند گام مؤثری در راستای تقویت سطح زندگی کارگران و معیشت خانوار کارگری باشد.
توفیقی با تأکید بر اینکه طرح “مزد منصفانه و کار منصفانه” یکی از موضوعات اصلی در نشست با معاونت روابط کار بود، گفت: تأکید نمایندگان کارگران در تعیین دستمزد سال آینده کارگران اجرای دقیق ماده ۴۱ قانون کار بود و معاونت روابط کار نیز نظری علمی را ارائه کرد که به‌نوعی مرتبط با حمایت از کارگران به‌شیوه غیرنقدی و همچنین حمایت از کارفرمایان بود که این طرح پس از بررسی‌های نهایی بیان خواهد شد.
این فعال کارگری با اشاره به مشکلات متعدد در زندگی کارگران گفت: نمی‌توان تمام گله‌مندی را از کارفرمایان داشت چرا که بخش قابل توجهی از تورم از کنترل کارفرمایان خارج است، به همین دلیل در نشست همفکری با معاونت روابط کار به‌دنبال این بودیم که راهکاری برای اجرای ماده ۴۱ قانون کار تهیه کنیم که هم قدرت خرید کارگر تقویت شود و هم کارفرما از عهده پرداخت آن برآید.
رئیس کارگروه مزد مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران اظهار داشت: اگر در سال آینده فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها اجرا شود ۴۵ درصد تورم در زندگی کارگران دیده می‌شود، به همین دلیل باید به‌سمتی پیش رویم که هم زندگی کارگران تأمین شود و هم کارفرما به‌دلایلی مانند افزایش هزینه‌ها مجبور به اخراج کارگران نشود.
وی در پاسخ به “طی سال‌های گذشته دولت نقش کارفرمای اصلی را در تعیین دستمزد داشته است، امسال این موضوع به چه صورت خواهد بود؟” گفت: به‌عنوان نماینده کارگران خواهان این موضوع شدیم که دولت تاکنون به‌عنوان شریک سوم کارگران و کارفرمایان خود را از معیشت کارگران دور نگاه داشته است و اکنون باید سهم خود را به‌عهده بگیرد.
توفیقی در رابطه با ارائه سبد کالای حمایتی دولت به کارگران گفت: معاونت روابط کار با ارائه سبد کالا دولت موافق است چرا که معتقد بودند سبد کالای دولت به کارگران  علاوه بر ایجاد ارزش افزوده باعث کاهش دلالی و کمک به سبد معیشت خانوار می‌شود.
این فعال کارگری گفت: اقلام و زمان واگذاری سبد کالا برای همه کارگران باید به‌صورت روشن مشخص شود، بنابراین هرکسی که دارای بیمه تأمین اجتماعی است باید از سبد کالای دولت برخوردار شود.
وی درباره برگزاری جلسات شورای عالی کار گفت: از هفته آینده این جلسات به‌صورت رسمی با حضور نمایندگان کارگران و کارفرمایان و دولت برگزار می‌شود و نمایندگان کارگران از دولت انتظار دارند فکری به حال وضعیت معیشت کارگران کند، به‌طور مثال دولت با یکسان سازی سطح دریافت مالیات‌ها و ضرایب آن، به‌صورت غیرمستقیم می‌تواند کمک بسزایی در زندگی کارگران داشته باشد.
خبر ۹ دی ۹۲ – حقوق کارمندان و بازنشستگان بر اساس نرخ تورم سال ۹۳ افزایش می یابد

رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: این کمیسیون مصوب کرد که حقوق کارمندان و بازنشستگان بر اساس نرخ تورم سال ۹۳ افزایش یابد.
«عبدالرضا عزیزی» روز یکشنبه در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی ایرنا با اشاره به جلسه امروز این کمیسیون، اظهار داشت: دولت در لایحه بودجه سال ۹۳ مقرر کرده بود که افزایش حقوق کارمندان ۱۸ درصدی باشد ولی اعضای این کمیسیون مصوب کردند که افزایش حقوق کارمندان بر اساس نرخ تورم سال ۹۳ باشد.
وی افزود: در اواخر دولت دهم نرخ تورم ۴۳ درصد بود که در سه ماهه اول دولت یازدهم به ۳۶ درصد رسید و دولت اعلام کرده که بر اساس برنامه ریزی های صورت گرفته نرخ تورم در پایان سال ۹۳ به ۲۵ درصد برسد، از این رو بر اساس این نرخ تورم حقوق کارمندان و بازنشستگان باید حداقل ۲۵ درصد افزایش یابد.
نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: دولت در لایحه بودجه سال ۹۳ هیچ ولی برای ازدواج جوانان در نظر نگرفته بود ولی امروز ما مقرر کردیم که سه هزار میلیارد تومان برای تسهیل ازدواج جوانان در سال ۹۳ اختصاص یابد.
وی تاکید کرد: همچنین بر اساس مصوبه دیگر این کمیسیون بناست حقوق مددجویان بهزیستی و کمیته امداد که چهار سال است تغییر نیافته، افزایش پیدا کند.
خبر ۷ دی ۹۲ – افزایش ۳۰ درصدی حداقل دستمزد کارگران درسال آینده

رئیس فراکسیون کارگری مجلس با اشاره به اینکه حداقل افزایش دستمزد سال آینده نباید کمتر از تورم اعلامی باشد، گفت: کارگران ۶ درصد از سال گذشته مطالبه دارند که در مرحله اول باید این موضوع تعیین تکلیف شود.
علیرضا محجوب  با بیان اینکه جلسات شورای عالی اشتغال به منظور تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال ۹۳ از حدود یک هفته دیگر آغاز می شود، تصریح کرد:  این جلسات در حال حاضر مقدماتی است و مباحث اصلی برای تعیین دستمزد ۹۳ از اسفندماه آغاز می شود.
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی افزود: همانطور که در گذشته هم گفته شد کارگران ۶ درصد از سال گذشته مطالبه دارند که در مرحله اول باید این موضوع تعیین تکلیف شود.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نهم گفت: میزان افزایش دستمزد کارگران باید حداقل مطابق تورم که ۳۰ درصد اعلام شده است باشد و حداقل افزایش دستمزد سال آینده نباید کمتر از تورم اعلامی باشد.
دبیر کل خانه کارگر با بیان اینکه بر اساس قانون کار حداقل دستمزد کارگر بر اساس تورم سالانه یا تعیین کف حقوق به طوری که کارگر بتواند خانواده خود را تامین کند تعیین می شود، ادامه داد: البته دولت ها همیشه بر اساس تورم حداقل دستمزد را تعیین می کنند به دلیل اینکه اگر بخواهد بر اساس روش دوم محاسبه شود، حداقل دستمزد رقم قابل توجهی می شود.
خبر ۱۹ آذر ۹۲ -میزان افزایش حقوق و عیدی کارمندان

  • نرخ دلار در بودجه سال آینده را ۲۶۵۰ تومان است و ما در سال آینده به دنبال یکسان سازی نرخ هستیم چرا که معتقدیم فاصله زیاد بین نرخ بازار آزاد و مبادله فسادآور است. ما می توانیم به تقاضای ارزی پاسخ دهیم. این درحالی است که بانک مرکزی با توجه به تعامل‌هایی که در عرصه بین المللی ایجاد شده از منابع و ذخایر بیشتری به طور یقین در سال ۹۳ نسبت به سال ۹۲ برخوردار خواهد بود.
  • ما اعتقاد به دخالت در بازار ارز نداریم اما باید آن را کنترل کنیم چرا که نمی توانیم مردم بی دفاع را در بازار رها کنیم بنابراین باید نرخ واقعی ارز در بازار تثبیت شود. همین که امسال نرخ دلار ۲۴۷۷ تومان بود ما حتی یک بار هم ورود پیدا نکردیم تا حتی یک دلار را هم در بازار بفروشیم و از آن کسب درآمد کنیم. ما از فروش ارز در بازار و به دست آوردن درآمد خوشحال نمی شویم بلکه به دنبال واقعی کردن ارزش پول ملی کشور هستیم.
  • تلاش کردیم تا نرخ تسعیر و برابری به سمت واقعیت در بودجه به سمت واقعیت برود و امیدواریم تا نرخ واقع بینانه ای که نرخ اسمی بازار نیست بلکه نرخ بین ۲۵۸۸ و ۲۶۵۰ تومان است نرخ متعادلی باشد.
  • در مقابل افزایش هزینه‌های جاری ما در فکر افزایش حقوق کارکنان نسبت به تورم نیز بوده‌ایم و بر این اساس با توجه به این که دولت در پی کاهش نرخ تورم در سال ‌آینده است افزایش ۱۷٫۵ درصدی را برای حقوق کارکنان در نظر گرفته‌ایم.
  • ما در بودجه سال آینده به هیچ عنوان کسری نداریم و لایحه را بدون کسری به مجلس تقدیم کردیم و هیچ نکته مبهم و پنهانی در آن وجود ندارد. چرا که اگر این گونه بود نشستی نمی گذاشتم که تمام ابعاد بودجه به وضوح تشریح کنم.
  • برخی نسبت به افزایش سهم نفت انتقاد دارند اما این مساله از آنجایی نشات می گیرد که ضمن کاهش میزان واگذاری‌ها با لغو بخشی از تحریم ها فروش و درآمد نفتی بیشتر شده و از سوی دیگر درآمد قابل ملاحظه از بخش پتروشیمی برای دولت ایجاد خواهد شد.
  • نوبخت همچنین عیدی ۹۲ را ۵۰۳ هزار تومان اعلام کرد.
خبر ۲۶آبان ۹۲ -زندگی کارگران با دستمزد فعلی معجزه است
رییس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور زندگی کارگران با دستمزد کنونی را معجزه‌ای بیش ندانست و گفت: کارگران با دستمزد فعلی پیامبرگونه زندگی می‌کنند.
اولیا علی بیگی در گفت‌وگو با خبرنگار تعاون و اشتغال ایسنا اظهار کرد: تورم افسارگسیخته‌ای که در بازار وجود دارد و نوسانات قیمتی که در شش ماهه اول سال با آن روبه‌رو بودیم معیشت کارگران را به دشواری رسانده است به نحوی که حقوق و دستمزدی که کارگران و مزدبگیران دریافت می‌کنند جوابگوی نیازهای آنها نیست و کارگرانی که با این حقوق پیامبرگونه زندگی می‌کنند، در حقیقت معجزه می‌کنند.
وی در پاسخ به اینکه ملاک تعیین مزد سال ۹۳ کارگران باید بر چه اساسی باشد؟ گفت: معتقدم که باید قانون را فصل الخطاب قرار بدهیم و به آنچه در قانون پیش‌بینی شده عمل کنیم، طبعا نگاه به مقوله دستمزد نگاهی کارشناسی است ولی امسال شرایط سخت و دشواری پیش رو داریم.
علی بیگی ادامه داد: از یک سو وضعیت بنگاههای اقتصادی که مساعد نیست و با پایین‌ترین ظرفیت تولید فعالیت می‌کنند و دولت که تحت فشار است و از سوی دیگر حفظ نیروی کار و بنگاه اقتصادی که باید مدنظر قرار گیرد.
رییس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در بخش دیگری از گفت وگو با ایسنا، با اشاره به شکایت کارگران به دیوان عدالت اداری، اظهار کرد: متاسفانه شکایتی که برخی تشکل‌های کارگری به دیوان بردند و تا به امروز به نتیجه هم نرسیده نه تنها کمکی به احقاق حقوق کارگران نکرده است بلکه قدرت چانه‌زنی کارگران در شورای عالی کار را هم کاهش داده است.
به اعتقاد این فعال کارگری وقتی که دیوان عدالت ترتیب اثری به خواسته قانونی کارگران نمی‌دهد کارفرمایان از آن به عنوان اهرم فشاری علیه کارگران استفاده کرده و تصمیات خود را به قانون نزدیک نخواهند کرد و همین امر شرایط تعیین دستمزد کارگران را با دشواری‌هایی مواجه کرده است.
وی درعین حال با بیان اینکه در جریان تعیین مزد دیواری کوتاه‌تر از دیوار نمایندگان کارگران در شورای عالی کار نیست، افزود: همه تلاش شورای عالی کار این است که با اجماع و اتفاق نظر به تصمیمات واحد برسد ولی اگر اجماع نظر اتفاق نیفتاد با اکثریت رای هم می‌تواند هر موضوعی را به تصویب برساند چنانچه افزایش حق خواربار کارگران با توافق دولت و نمایندگان کارگری و با وجود مخالفت نمایندگان کارفرمایی به تصویب رسید که هم اکنون اجرایی می‌شود.
خبر ۲۰آبان ۹۲  – یک فعال کارگری با بیان اینکه حداقل دستمزد باید به خط فقر نزدیک باشد، گفت: مادامی که تعیین مزد کارگران از ماده ۴۱ قانون کار فاصله بگیرد آن دستمزد واقعی نخواهد بود.
حمید حاج اسماعیلی در گفت‌وگو با خبرنگار تعاون و اشتغال ایسنا، اظهار کرد: در حال حاضر بین حداقل مزد کارمندان و کارگران با خط فقر فاصله بسیاری وجود دارد و دولت باید شاخص‌های تعیین دستمزد به ویژه خط فقر را تعریف و بر مبنای آن عمل کند.
وی درباره این مساله که برخی شرایط اقتصادی کشور را در تعیین مزد موثر می‌دانند و از عدم افزایش دستمزد سخن می‌گویند، اظهار کرد: خط فقر، سبد معیشت و نرخ تورم چیزی جز شرایط اقتصادی کشور نیست بنابراین اگر ملاک آقایان شرایط اقتصادی کشور است باید تورم، هزینه‌ها و خط فقر را ملاک عمل قرار بدهند.
به اعتقاد حاج اسماعیلی مزد تابعی از شرایط اقتصادی در کشور است و شرایط اقتصادی بر تعیین مزد تاثیر مستقیمی دارد.
وی در عین حال افزود: طبعا نمی‌توان در شرایطی که بازار کار کشور در حالت رکود است، بخش خصوصی توانایی درآمد بالا را ندارد و سرمایه‌گذاری در بخشهای تولیدی، صنعتی و کشاورزی به صرفه نیست دستمزد بالایی از کارفرمایان انتظار داشت ولی می‌توان شرایطی را فراهم کرد که بهره‌وری در بخش نیروی کار و سرمایه افزایش یابد و درآمد در کارهای کارگاهی و صنفی بالا برود تا به تبع آن کارگر دستمزد مکفی دریافت کند.
این فعال کارگری در ادامه با بیان اینکه دستمزد سال ۹۳ کارگران باید از قانون و ماده ۴۱ تبعیت کند، اظهار کرد: مادامی که تعیین مزد کارگران از ماده ۴۱ قانون کار فاصله بگیرد دستمزد واقعی و تامین کننده حداقل‌های زندگی کارگران نخواهد بود.
به گفته حاج اسماعیلی، حداقل دستمزد باید به خط فقر نزدیک باشد، از شرایط اقتصادی کشور تبعیت کند و افراد حداقل‌های زندگی خود را با آن تامین کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در جریان تعیین مزد می‌توان از طریق کمکهای دولتی مثل تخصیص وام ودیعه مسکن و کاهش هزینه‌های درمان خلا دستمزد را پوشش داد و کارگران را حمایت کرد.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/10/26 ساعت 16:8 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


گزارش بانک مرکزی از افزایش ۲۲ درصدی اجاره

گزارش بانک مرکزی از افزایش ۲۲ درصدی اجاره
تاریخ انتشار : شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۳۳
بانک مرکزی اعلام کرد: شاخص بهای مسکن اجاری در مناطق شهری ایران در سه ماهه دوم سال ۱۳۹۲ نسبت به سه ماهه قبل معادل ۷.۷ درصد و نسبت به سه ماهه مشابه سال قبل ۲۲ درصد افزایش یافته است.

به گزارش مهر، بانک مرکزی در جدیدترین آمارهای خود از شاخص بهای مسکن اجاری در مناطق شهری ایران در سه ماهه دوم سال ۱۳۹۲ اعلام کرد: شاخص بهای مسکن اجاری در مناطق شهری ایران در سه ماهه دوم سال ۱۳۹۲ طبق آمار بانک مرکزی به عدد ۱۳۴.۲ رسید که نسبت به سه ماهه قبل معادل ۷.۷ درصد و نسبت به سه ماهه مشابه سال قبل ۲۲ درصد افزایش یافت.

متوسط شاخص بهای مسکن اجاری در شش ماهه اول سال جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل ۲۰ درصد افزایش را نشان می دهد. شاخص مذکور در دوازده ماه منتهی به شهریور ۹۲ نسبت به دوازده ماه منتهی به شهریور ۹۱ معادل ۱۷.۳ درصد افزایش داشته است.

۱- شاخص بهای مسکن اجاری در استان‌های مختلف کشور
شاخص بهای مسکن اجاری در سه ماهه دوم سال ۹۲ نسبت به سه ماهه قبل، در کلیه استان‌های کشور افزایش یافت. بیشترین میزان افزایش متعلق به استان کرمانشاه معادل ۹ درصد بود و استان‌های تهران و آذربایجان غربی به ترتیب با ۸.۹ درصد و ۸.۳ درصد افزایش در رده های بعدی قرار گرفتند. کمترین میزان افزایش مربوط به استان‌های سمنان معادل ۴.۵ درصد بود و استان‌های خراسان جنوبی با ۴.۹ درصد و گلستان با ۵.۲ درصد در رده های بعدی قرار گرفتند.

۲- شاخص بهای مسکن اجاری در شهرهای بزرگ
شاخص بهای مسکن اجاری در شهرهای بزرگ در سه ماهه دوم سال ۹۲ به عدد ۱۳۴ رسید که نسبت به سه ماهه قبل برابر ۸.۱ درصد و نسبت به سه ماهه مشابه سال قبل ۲۲.۲ درصد افزایش نشان می دهد. شاخص مذکور در دوازده ماه منتهی به شهریورماه سال ۹۲ نسبت به دوازده ماه منتهی به شهریور ماه سال ۹۱ معادل ۱۶.۹ درصد افزایش داشته است.

۳- شاخص بهای مسکن اجاری در شهرهای متوسط
شاخص بهای مسکن اجاری در شهرهای متوسط در سه ماهه دوم سال ۹۲ به عدد ۱۳۳.۸ رسید و معادل ۷ درصد بالاتر از شاخص مذکور در سه ماهه اول قرار گرفت. افزایش این شاخص نسبت به سه ماهه مشابه سال قبل ۲۱ درصد بوده است. شاخص مذکور در دوازده ماه منتهی به شهریور ماه سال جاری نسبت به دوازده ماه منتهی به شهریورماه سال گذشته معادل ۱۷.۶ درصد افزایش را نشان می دهد.

۴- شاخص بهای مسکن اجاری در شهرهای کوچک
شاخص بهای مسکن اجاری در شهر های کوچک در سه ماهه دوم سال ۹۲ به عدد ۱۳۶.۹ رسید که نسبت به سه ماهه قبل معادل ۶.۲ درصد و نسبت به سه ماهه مشابه سال قبل ۲۳.۷ درصد افزایش یافت. شاخص مذکور در دوازده ماه منتهی به شهریور سال جاری نسبت به دوازده ماه منتهی به شهریور ماه سال ۹۱ معادل ۲۰.۸ درصد افزایش یافته است.

گفتنی است: بر اساس گزارش بانک مرکزی شهرهای بزرگ شامل اراک، اردبیل، ارومیه، اصفهان، اهواز، بندرعباس، تبریز، تهران، خرم‌آباد، رشت، زاهدان، زنجان، ساری، سنندج، شیراز، قزوین، قم، کرج، کرمان، کرمانشاه، گرگان، مشهد، همدان و یزد است. شهرهای متوسط شامل آبادان، اسلامشهر، ایلام، بابل، بجنورد، بندرانزلی، بندر بوشهر، بیرجند، تربت حیدریه، جهرم، خوی، دزفول، رفسنجان، زابل، ساوه، سقز، سمنان، شهرضا، شهرکرد، کازرون، کاشان، گنبد کاووس، مراغه، ملایر، مهاباد و یاسوج می باشد.

شهرهای کوچک شامل ابهر، ارکان، یزد، اقلید، الیگودرز، اهر، بروجن، برازجان، بم، بهبهان، بهشهر، تاکستان، تنکابن، تویسرکان، چالوس، خلخال، داراب، دامغان، دوگنبدان، دهلران، سبزوار، سراب، سنقر، شیروان، قائن، گلپایگان، ماکو، میناب و لاهیجان می شود.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/10/22 ساعت 21:46 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


ثروتمندترینهای ایران...

جدول زیر به صورت مشخص اسامی ثروتمند ترین کارآفرینان ایرانی را در خود جایی داده است توجه داشته باشید برخی از این افراد کارآفرینان نمونه کشور به شمار می آیند که تاکنون بارها مورد تقدیر قرار گرفته اند. بنابراین...


جدول زیر به صورت مشخص اسامی ثروتمند ترین کارآفرینان ایرانی را در خود جایی داده است 

توجه داشته باشید برخی از این افراد کارآفرینان نمونه کشور به شمار می آیند که تاکنون بارها مورد تقدیر قرار گرفته اند. بنابراین حضور اسامی آنها در میان سرمایه داران ایرانی جنبه منفی ندارد. آسمان از تمامی این کارآفرینان و سرمایه داران به احترام یاد می کند. بخش مهمی از این افراد را کسانی تشکیل می دهند که سرمایه های خود در داخل کشور برای کمک به اشتغال سرمایه گذاری کرده اند. بنابراین انتشار نام و فهرست دارایی های آنان تنها جهت احترام به کارآفرینان است.

نام


شرکت و دارایی

حسین ثابت بکتاش


متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. او کارآفرینی است که در حوزه گردشگری کار می کند و اصلی ترین دارایی او هتل داریوش کیش است. او در جزایر قناری 5 هتل در اختیار دارد. او در اسپانیا نیز هتل هایی در اختیار دارد. ثابت در دسته کارآفرینان خوش نام جایی می گیرد.

اسدالله عسگراولادی


او مالک شرکت حساس یکی از بزرگترین صادرکنندگان زیره و پسته ایران است. عسگراولادی خود را در دسته 10 ثروتمند بزرگ ایران می داند. میزان صادرات سالیانه او 100 میلیون دلار است.

محمد صدر هاشمی نژاد


او موسس بانک اقتصادنوین و موسس شرکت بزرگ ساختمانی استراتوس است. او در شرکت استراتوس مشاغل مهمی در صنعت ساختمان ایجاد کرد. صدر هاشمی بارها مورد تقدیر رسمی قرار گرفته است.

حسین هدایتی


متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانه های فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمین های کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه است.

علی انصاری


او رئیس گروه سرمایه گذاری تات است. بخش مهمی از دارایی های او زمین های منطقه یافت آباد تهران است.

احمد ابریشم چی


او بزرگترین واردکننده تلفن همراه به ایران است.

غلامعلی سلیمانی


او موسس و مالک کارخانجات لبنیات کاله، زمرد و مک است. سهم کارخانه او از بازار لبنیات ایران به بیش از 60 درصد رسیده است. کاله به تازگی در عراق هم اقدام به تاسیس انبار و سوله هایی برای نگهداری لبنیات کرده است. سلیمانی کارش را در تهران از ساخت همبرگرهای خانگی آغاز کرده بود. او یکی از کارآفرینان نمونه کشور است که در استان مازندران محبوبیت بسیاری دارد.

محسن پهلوان


رییس شرکت توسعه گردشگری پدیده در مشهد است. شرکتی که چندین و چند رستوران بزرگ در مشهد، تهران و کیش دارد و در حال ساختن یک شهر در کنار پایتخت استان خراسان رضوی است.

علی شفیع زاده


او یکی از اصلی ترین مالکان املاک در دبی است. البته درایران به مدیریت باشگاه استقلال اهواز شهرت دارد.

آقای یونس ژائله


او مالک کارخانه شیرین عسل است. به تازگی در برنامه ای تلویزیونی از او به عنوان کارآفرین نمونه تقدیر شد. او در طول حدود 20 سال فعالیت شرکت تحت تصدی اش توانسته است هشت هزار و 500 شغل در 15 شرکت تحت تصدی اش ایجاد کند. او در دسته محبوب ترین سرمایه داران و کارآفرینان تبریزی جایی می گیرد.

خانواده مدلل ها


این خانواده سرمایه داری در زمینه سیمان و روغن نباتی فعالیت می کنند. آنها در کرمانشاه کارآفرینانی خوشنام به حساب می آیند. مجتمع روغن نباتی نازگل به این خانواده تعلق دارد. کارخانه سیمان سامان نیز متعلق به این خانواده است.

باقران


او مالک مجموعه سیمان باقران در خراسان جنوبی است. باقران یکی از کارآفرینان مهم این منطقه به شمارمی آید که درمیان اهالی بومی محبوب است.

محمد رضا دیانی


او مالک کارخانه اسنوا است که حداقل 110 نوع لوازم خانگی در کارخانه هایش تولید می شود. گروه لوازم خانگی انتخاب به او تعلق دارد. او چندی پیش شرکت دوو کره جنوبی را نیز خریداری کرد. گروه او 3 هزار و 500 فرصت شغلی در اصفهان ایجاد کرده است. مساحت مجموعه او 45 هزار مترمربع است و 17 شرکت زیرمجموعه گروه انتخاب است. گروه او در اروپای شرقی و غرب آسیا هم دفاتری دارد. دیانی از باسابقه ترین فعالان صنعت لوازم خانگی در کشور است.

مالکی


او در صنعت برق فعالیت می کند. او مالک شرکت ماه تاب گستر اینترنشنال است. ماه تاب کهنوج و ماه تاب کاسپین و شرکت برق سرخس به او تعلق دارد. او در دسته مدیران خوش نام صنعت برق جایی می گیرد. اهالی صنعت برق برای تخقق کاری او احترام بسیاری قائل هستند.

محمد پارسا


او مالک شرکت ایران ترانسفر است که گردش مالی شرکتش سالیانه 500 میلیون دلار برآورد می شود. او در صنعت برق ایران شهرت و اعتبار بسیاری دارد.

مصطفی رستمیان 


او یکی از شاخص ترین کارآفرینان و سرمایه داران حوزه طلا است که در اصفهان فعالیت می کند. رستمیان هم در دسته سرمایه گذاران خوش نام صنف به شمار می آید.

طوسی زاده


او مالک فولاد اقلید و فسا و چندین مجموعه فولادی دیگر است. او یکی از سرمایه گذاران صاحب نام صنعت فولاد است که شغل های بسیاری را در کشور و بخصوص مناطق محروم ایجاد کرده است.

غلامرضا زل اندواری


او اولین صادر کننده گبه ایرانی به خارج از کشور است. او 5 هزار بافنده را مشغول به کار کرده و بیش از 8 میلیون دلار صادرات سالیانه دارد. از او به عنوان یکی از نخبگان صادرات گبه یاد می شود که نام گبه ایرانی را جهانی کرد. زل اندواری در صنعت فرش ایران یکی از افراد صاحب نام و نیکوکاراست.

غلامرضا ابراهیمی


او مالک شرکت دایتی است. از او به عنوان یکی از شاخص ترین کارآفرینان شیرازی یاد می شود که کسب و کارش را با سرمایه اندک آغاز کرد. ابراهیمی در میان اهالی بومی منطقه به شدت مورد احترام است چراکه بخش مهمی از دارایی هایشان را در منطقه سرمایه گذاری کرده است.

حسن انصاری


او مالک هلدینگ مارکوپولو است که در زمینه تورهای گردشگری و صنعت توریسم فعالیت می کند.


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/10/19 ساعت 22:45 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


جدال مرگ و زندگی تاتی در کوچه پس کوچه‌های قزوین

سئولان فرهنگی قزوین به هوش باشند
جدال مرگ و زندگی تاتی در کوچه پس کوچه‌های قزوین

حفاظت از زبان و فرهنگ تاتی نیازمند آن است که مسئولان و متولیان فرهنگی استان قزوین که ام‌القرای زبان تاتی لقب گرفته است، در کسوت پیش قراولان مقابله با تهدیدات عمل کنند.

خبرگزاری فارس: جدال مرگ و زندگی تاتی در کوچه پس کوچه‌های قزوین

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، تاتی جزو کهن‌ترین زبان‌های مردمان ایران زمین است که زمانی دامنه آن از جمهوری آذربایجان تا شمال خراسان را در بر می‌گرفته و حتی ساکنان منطقه آذربایجان ایران نیز که از ترک زبانان اصیل کشور به شمار می‌روند، روزگاری به تاتی سخن می‌گفته‌اند.

امروز اما گستره این زبان به جزایر کوچکی در برخی مناطق کشور همچون قزوین، گیلان، مرکزی، اشتهارد از توابع استان البرز و آذربایجان شرقی و غربی تبدیل شده است که در این میان استان قزوین با دارا بودن مناطق تات‌‌نشینی از جمله تاکستان، بلوک زهرا، الموت، طارم و روستاهای اطراف شهر قزوین مانند اردبیلک، الولک و نظایر آن لقب ام‌القرای زبان تاتی را به خود اختصاص داده است.

از آنجا که این زبان به گفته کارشناسان یکی از کامل‌ترین و کهن‌ترین زبان‌ها محسوب می‌شود و مجموعه‌ای غنی از فرهنگ، رسوم، حماسه‌ها و زندگانی مردمان تات را به همراه دارد، ضرورت حفظ آن از نابودی و همچنین تلاش برای گسترش زبان و فرهنگ تاتی احساس می‌شود.

*تاریخچه زبان تاتی

عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)  به خبرنگار فارس در قزوین می‌گوید: تاتی مانند زبان‌های ترکی، لری، کردی، گیلکی، پشتو، تالشی و فارسی از زمان انقراض حکومت ساسانیان تا به امروز وجود داشته است.

حمید طاهری با بیان اینکه این زبان با زبان‌های دوره میانه و باستان خویشاوندی دارد و هم‌خانواده با کردی و لکی است، می‌افزاید: شواهدی مبنی بر اینکه زبان تاتی بازمانده زبان مادی و در نتیجه جزو زبان‌های دوره باستان است، وجود دارد که یکی از این دلایل منطقه جغرافیایی و قرار داشتن تاکستان و قزوین در محدوده ماد سفلی است.

این مدرس زبان فارسی ادامه می‌دهد: در سالیان دور ساکنان جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران تا شمال خراسان تات زبان بوده‌اند و در حال حاضر مناطق تات نشین به صورت جزایری درآمده که استان قزوین قطب آن است.

طاهری در خصوص عقاید برخی افراد که تاتی را زبانی به شدت ناخالص، غیراصیل و بیشتر واژگان آن را قرض گرفته از زبان‌های گوناگون می‌دانند، عنوان می‌کند: بر خلاف این عقاید، مشترک بودن واژه‌های زبان تاتی با دیگر زبان‌ها دلیل بر قرض گرفتن واژه از این زبان‌ها یا تلقی کردن تاتی به عنوان شاخه‌ای از شاخه‌های آن‌ها نیست؛ بلکه علت آن، وجود مشترکاتی میان این زبان‌هاست.

وی ادامه می‌دهد: این زبان ظرافت‌ها و ویژگی‌هایی دارد که شاید در زبان‌های دیگر موجود نباشد؛ به عنوان نمونه در برخی انواع تاتی مؤنث و مذکر بودن فاعل در شناسه فعل مشخص است؛ در حالی که در زبان فارسی زمانی که از سوم شخص «او» سخن به میان می‌آید، جنسیت کننده کار معلوم نیست.

*تاتی رو به میرایی می‌رود

عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) قزوین معتقد است امروزه زبان تاتی رو به میرایی می‌رود.

وی با تأکید بر اینکه زبان، میراث فرهنگی یک قوم است و حفظ آن منجر به افزایش غنای فرهنگی جامعه می‌شود، تصریح می‌کند: با آسیب دیدن یا زوال هر گویش یا زبان، فرهنگ غنی و تجربیات، زمزمه‌ها، بیان ما فی‌‌الضمیرها، حماسه‌ها و شعرهای غنایی که در بطن آن نهفته است و سینه به سینه به نسل‌های آتی منتقل می‌شود، نیز آسیب می‌بیند.

طاهری می‌افزاید: زبان تاتی نیز سرشار از ترانه‌ها، حماسه‌ها و دوبیتی‌های ناب است که حفظ آن همت همگانی مردم، خانواده‌ها و مسئولان را می‌طلبد.

این مدرس زبان فارسی اظهار می‌کند: در مجموع امروزه این زبان گویش‌وران زیادی ندارد و مانند بسیاری دیگر از زبان‌ها خطر نابودی، آن را تهدید می‌کند که از علل عمده آن تأثیرات محیط و برخوردهای آن با زبان فارسی است.

وی ادامه می‌دهد: تاکستان قزوین نیز به علت مهاجرپذیری و نیمه‌صنعتی و کشاورزی بودن به شدت تحت تأثیر و تحولات سریع قرار می‌گیرد و واژه‌های ترکی و فارسی به فراوانی در آن دخیل شده است؛ اما تأثیر زبان‌های همجوار بر تاتی شهر شال در شهرستان بویین زهرا کمتر از تاکستان است و اشتهارد نیز از آنجا که بر سر چنین مسیری قرار ندارد، دستخوش تحولات کمتر شده و توانسته است، کهن‌ترین صورت زبان تاتی را حفظ کند.

این در حالی است که یک کارشناس ارشد مردم‌شناسی، تاتی را زبانی کاملاً زنده می‌داند و اظهار می‌کند: این زبان حتی یک زبان در معرض خطر هم محسوب نمی‌شود؛ چراکه بسیاری از افراد مناطق تات‌نشین هنوز هم با این زبان آشنا هستند و به وسیله آن با یکدیگر گفت‌و‌گو می‌کنند.

مجتبی عباسی با اشاره به اینکه تعریف مشخصی از زبان تاتی در استان وجود ندارد، می‌افزاید: کمتر پیش می‌آید که دو نوع تات در استان یکسان باشد؛ به عنوان نمونه زبان تاتی الموت، تاکستان، بویین زهرا و دیگر مناطق تات‌نشین استان با یکدیگر اختلاف دارد و این اختلاف حتی در میان تاتی روستاهای مختلف نیز دیده می‌شود؛ اما در مجموع همه آن‌ها جزو تاتی به شمار می‌رود.

وی با بیان اینکه تاتی روستای اردبیلک واقع در هشت کیلومتری شهر قزوین متفاوت از تمام روستاهای تات‌نشین استان و حتی روستاهای مجاور است، ادامه می‌دهد: به همین دلیل باید یک بازنگری کلی در شناسایی و تقسیم انواع تاتی و محدوده جغرافیایی آن‌ها انجام داد و مراکز فعال در این عرصه مانند پژوهشکده تات‌شناسی و دیگر مراکز را با یکدیگر مرتبط کرد.

عباسی با اشاره به اینکه زمان آن رسیده که برنامه‌ریزی جدی برای شناساندن و حفظ زبان تاتی صورت گیرد، تصریح می‌کند: در هنگام انجام پژوهش‌ها و اقدامات مربوط به حفاظت از این زبان باید مواظب بود مطالب به گونه‌ای مطرح نشود که فراوانی انواع زبان تاتی در استان ایجاد تعصب‌های قومی را به دنبال آورد.

*گسترش تاتی در فرهنگ عامه/ جایگزینی ادبیات مکتوب به جای شفاهی

این کارشناس ارشد مردم‌شناسی تأکید دارد که بهترین راه برای حفظ زبان تاتی آوردن آن به بطن جامعه و فرهنگ عامه است.

عباسی با بیان اینکه قرار داشتن جامعه در دوره گذار فرهنگی را آفتی در مسیر حفظ این زبان می‌داند و ادامه می‌دهد: ویژگی این دوره، بی‌توجهی به آداب و سنت‌ها و توجه به مدرنیسم است و همین موجب می‌شود تا افراد از پرداختن به میراثی همچون زبان تاتی خودداری کنند.

وی با بیان اینکه حفظ تمام میراث فرهنگی از جمله این زبان در گرو عزم ملی و عمومی است، اذعان می‌کند: اداره کل آموزش و پرورش می‌تواند مدت و درس مشخصی را به آموزش این زبان به دانش‌آموزان اختصاص دهد و متولیان امر مانند دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ها، خانواده‌ها را برای سخن گفتن به زبان تاتی و یاددهی آن به فرزندان تشویق کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) قزوین نیز خانواده‌ها را در حفظ این زبان مسئول و تأثیرگذار می‌داند و یادآور می‌شود: معمولاً مشکلات فرهنگی و برخورد فضل‌فروشانه با یک زبان سبب می‌شود که افراد با هم‌زبانان خود حتی در خانواده نیز به جای تاتی، به زبان فارسی صحبت کنند.

طاهری یکی از عوامل تحول زبان را صاحبان آن عنوان و تصریح می‌کند: شاعران، نویسندگان و عوام همواره روی زبان تأثیرگذار هستند و در این میان صاحبان قلم و هنرمندان مهم‌ترین عوامل متحول‌کننده زبان به شمار می‌روند؛ اما از آنجا که در زبان تاتی قزوین بیش از ادبیات مکتوب، به ادبیات شفاهی پرداخته شده، این زبان به سمت میرایی رفته است.

وی با بیان اینکه بهترین راه حفظ این زبان، آوردن آن به عرصه هنر، فرهنگ و ادبیات بومی است، اضافه می‌کند: تهیه برنامه‌هایی به زبان تاتی در سیمای استانی و اختصاص ساعات مشخصی از روز به پخش آن می‌تواند به حفظ این زبان و فرهنگ تاتی کمک کند؛ همان طور که شبکه‌های استانی لرستان، کرمانشاه و گیلان به زبان مردم خود برنامه پخش می‌کنند.

این مدرس زبان فارسی اجرای تعزیه‌ها و انتشار اشعار و سرودها به زبان تاتی را نیز از دیگر راه‌های حفظ این زبان می‌داند و عنوان می‌کند: مجموعه «حیدربابا» استاد شهریار به تنهایی برای حفظ زبان ترکی کافی است؛ در حالی که شاعران تاکستان همچون محمدحسین طاهری و آقای پدرام که برای حفظ این زبان تلاش می‌کنند، در چاپ آثار تاتی خود مشکلات زیادی داشتند.

طاهری یادآور می‌شود: نخستین همایش بین‌المللی زبان تاتی که سال 78 در تاکستان برگزار شد، اقدام مثبتی در راستای حفظ این زبان بود؛ اما دستاوردها و مقالات آن به چاپ نرسید؛ در صورتی که تأثیر چاپ این آثار در تقویت زبان تاتی به وضوح پیداست.

وی با اشاره به نقش حمایتی فرهنگستان زبان فارسی نسبت به گویش‌هایی نظیر تاتی بیان می‌کند: در این راستا فرهنگستان می‌تواند به هنگام معادل‌سازی واژگان بیگانه، در صورت نبود معادل در زبان فارسی، از واژه‌های موجود در گویش‌های گوناگون مانند تاتی، لری و ترکی استفاده کند.

*وجود مشکلات آیین نامه ای برای ثبت زبان تاتی

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین نیز نبود تعریف جامعی از زبان تاتی را یکی از مشکلات موجود در مسیر برنامه‌ریزی برای حفظ این زبان می‌داند و می‌گوید: زبان‌شناسان باید برای رفع مشکل نبود تعریف جامع از زبان تاتی تلاش کنند و اداره کل میراث فرهنگی نیز در نظر دارد با اجرای طرحی برای گردآوری نتایج پژوهش‌های انجام شده در این حوزه، به یک تعریف جامع دست یابد.

حمیدرضا قاسمی خاطرنشان می‌کند: این نهاد به تنهایی و بدون برخورداری از امکانات کافی نمی‌تواند موجب حفظ و زنده نگه داشتن این زبان شود؛ بلکه می‌تواند واژه‌ها را ثبت، آوانگاری و نگه‌داری کند و ضمن گوشزد کردن اهمیت موضوع حفظ زبان تاتی؛ کارشناسان، توانمندی‌ها و اطلاعات خود را برای بهره‌برداری دیگر دستگاه‌های مرتبط و اجرایی شدن راهکارها، در اختیار آنان قرار دهد.

قاسمی در خصوص ثبت زبان تاتی در فهرست آثار ناملموس ملی بیان می‌کند: از آنجا که بنا بر آیین‌نامه‌های موجود در سازمان میراث فرهنگی، زبان به تنهایی قابل ثبت کردن نیست، امکان ثبت زبان تاتی وجود نداشت و به همین دلیل اداره کل قزوین نسبت به ثبت برخی مؤلفه‌های فرهنگ تاتی مانند بازی‌ها و رسوم اقدام کرد.

وی عنوان می‌کند: بازی بریفتfont> بریفت، کشتی هوزما، مراسم «سیا ببو، سفید ببو» مخصوص فرارسیدن نوروز و مربوط به تات‌نشینان الموت و مراسم جشن فندق در فرهنگ تاتی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است که خواندن اشعار تاتی در حین اجرای هر یک از این مراسم، می‌تواند به حفظ خود زبان تاتی کمک کند.

این مسئول تأکید می‌کند: با توجه به اینکه قزوین ام‌القرای زبان تاتی در کشور است، در صورت حل مشکلات آیین‌نامه‌ای برای ثبت زبان‌ها، ثبت زبان تاتی نسبت به دیگر زبان‌ها و گویش‌های موجود در استان در اولویت است.

قاسمی ادامه می‌دهد: در خصوص زبان تاتی قزوین تاکنون پژوهش‌ها و پیمایش‌های میدانی از سوی پژوهشکده زبان و گویش سازمان میراث فرهنگی کشور انجام شده و اطلس گویشی و زبان تاتی نیز در مرکز اسناد میراث فرهنگی قزوین واقع در مدرسه امید نگهداری می‌شود.

وی با بیان اینکه در حال حاضر نیز چندین طرح تحقیقاتی در مورد زبان تاتی با سرمایه‌گذاری اداره کل میراث فرهنگی در دست انجام است، می‌افزاید: این اداره کل از پژوهشگران استان در حوزه زبان برای انجام کارهای پژوهشی و تهیه و انتشار دستاوردهای آنان حمایت می‌کند که از این جمله می‌توان به حمایت از کتاب «فرهنگ تات» نوشته رضا رحمانی مدرس دانشگاه تاکستان و نیز کتاب «سرای من» در خصوص معرفی روستای اردبیلک و زبان و فرهنگ تاتی آن اشاره کرد. 

 

 

وقتی قزوین ام‌القرای زبان تاتی لقب می‌گیرد، باید بتواند با پیش قراول شدن در عرصه مقابله با مدرنیسم و دیگر تهدیدات پیش روی این فرهنگ غنی ایرانی، علاوه بر حفظ این زبان در محدوده معنوی و جغرافیایی خود، دیگر مناطق تات‌نشین را نیز در طول این مسیر راهبری کند و این همه نیازمند داشتن طرح‌های قوی، جامع و مدونی است که حضور و همدلی همه مسئولان و متولیان عرصه فرهنگ این استان را به دور از انحصار چارچوب‌های اداری و دستگاهی می‌طلبد.

=============

گزارش از میترا بهرامی

=============

انتهای پیام/77011/خ40/پو3002


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/10/19 ساعت 15:46 موضوع شعرو زبان تاتي | لینک ثابت


مسابقات 8282 ایرانسل یا کلاهبرداری های در سطح کلان

اکثریت مشترکین ایرانسل و همراه اول از پیامک های وقت و بی وقت تبلیغی شرکت ها و اپراتورهای همراه خسته شده اند . مخصوصآ اپراتور ایرانسل با پیامک ها و مسابقات مسخره.

نمونه این مسابقات:
اگر ماست سفید است عدد 1 و اگر سیاه است عدد 2 را به 8282 ارسال کنید و در مسابقات 50 میلیون تومانی ایرانسل شرکت کنید.
من و شما هم که همیشه مشکل مالی داریم و شب ها خواب پول مفت می بینیم فکر می کنیم ایرانسل غول چراغ جادو است و با 2-3 سوال مسخره و واضح، ظرف چند دقیقه 50 میلیون اسکناس یا چک پول برایمان می شمارد . اما غافل از اینکه بعد از سوال اول می فهمیم ظرف چند دقیقه هم پول نمی سازد و نیم ساعتی طول می کشد. چون 2- 3 سوال نیست و 20 سوال است اما خوب می ارزد که 20 سوال واضح در سطح کودک 7 ساله جواب بدهیم و 50 ملیون بزنیم به جیب . می شود هر سوال 2.5 میلیون تومان سود خالص.
ولی از سوال 10 به بعد می فهمیم که از این خبرها هم نیست و سوالات در حد فوق لیسانس شده . سطح آخرین سوالات این طور می شود:
تعداد شن های موجود در کره ماه چند عدد است
یک - 1.2* 10^2376
دو - 1.234* 10^2378

سوال آخر انگل موجود در فضولات مار آبی اقیانوس اطلس که در اقیانوس هند 4 ماه ساکن شد چه بود؟
1- اسپریپتو آنکوتوپولیستاندو
2- اسیلو استپراندو جیان دومر

مسابقات 8282 ایرانسل یا کلاهبرداری های در سطح کلان

خلاصه بعد 20 یکساعت وقت تلف کردن می فهمیم ای دل غافل چه کلاهی سرمان رفته . کلی وقت هدر دادیم در ضمن پیامک های 15 تومانی را هم همانطور که اول مسابقه آقای ایرانسل گفته  بود 75 تومان می گیرند یعنی 1500 تومان + کلی وقت مفید پر
یک کم جوش می یاریم می گیم شکایت می کنم. بعد می گیم برا 1500 تومان؟؟ بابا بی خیال اولآ کی وقتش رو داره تازه کی با غول های اپراتور همراه در می افته. حالا بذار ایرانسل هم به 1500 تومان ما دلخوش باشد . وقت مفید هم که به جهنم.

اما راستی ایرانسل فقط 1500 تومان سود کرده؟
فرض کنید روزی یک میلیون مشترک مثل من گول طرح های خنده دار یا مسابقات مسخره ایرانسل را بخورند می شود حداقل روزی 1500*1000000 یعنی یک و نیم میلیارد تومان که فوقش به دو نفر هم جایزه بدهد یا ندهد باز می شود یک میلیارد و 400 میلیون تومان در روز سود این کلاه برداری های جمعی که هیچ مرجعی هم به آن رسیدگی نمی کند.
به نظر من این طرح ها ، مسابقات و جشنواره ها و مسخره بازی هایی که ابداع می کنند یک نوع کلاه برداری در سطح کلان است که بدون اینکه کسی متوجه شود از جیب هر کسی مبلغ کمی بر می دارند و می گذارند در جیب خودشان .

معلوم نیست بالاخره کدام مرجع و چه زمانی می خواهد به این کلاه برداری ها رسیدگی کند .


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/09/26 ساعت 19:16 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


حمایت شورای شهر تاکستان از نخبگان‌??!!!

رئیس شورای شهر تاکستان خبر داد
حمایت شورای شهر تاکستان از نخبگان‌

رئیس شورای اسلامی شهر تاکستان گفت: تقویت نخبگان در دستور کار شورای شهر اسلامی تاکستان قرار گرفته است.

خبرگزاری فارس: حمایت شورای شهر تاکستان از نخبگان‌

به گزارش خبرگزاری فارس از تاکستان، شهریار رحمانی عصر امروز در همایش تجلیل از دانش‌آموزان برتر ظرفیت‌های درخشان علمی شهر تاکستان را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: با وجود اینکه موفقیت دانش‌آموزان تاکستانی در گذشته در شرایط مناسبی قرار نداشته است؛ امروز با فراهم شدن زیرساخت‌های لازم و تلاش، راه کسب موفقیت‌ها از سوی دانش‌آموزان هموارتر شده است.

وی با بیان اینکه روند درخشان و طلایی علمی پیش روی شهر تاکستان قابل توجه است، افزود: کسب موفقیت تک رقمی و دو رقمی کنکور سال 92 گوشه‌ای از ظرفیت و استعداد دانش‌آموزان تاکستانی در سال جاری را نمودار کرده است.

رئیس شورای اسلامی شهر تاکستان بیان کرد: در این راستا با توجه به فراهم‌سازی زیرساخت‌های لازم و تلاش دانش‌آموزان کسب موفقیت‌های ارزشمند از سوی دانش‌آموزان تاکستانی مایه افتخار است و مسئولان به وجود چنین نخبه‌هایی به خود می‌بالند.

رحمانی عنوان کرد: همچنین با پیشنهاد شورا و شهرداری همایش تجلیل از دانش‌آموزان دارای رتبه‌های زیر یک‌هزار کنکور 92 برای نخستین بار در شهر تاکستان برگزار شده است.

این مسئول با تأکید بر اینکه مجموعه آموزش و پرورش تاکستان به صورت یکسان بستر را برای علم‌آموزی دانش‌آموزان تاکستانی فراهم کرده است، بیان کرد: دانش‌آموزان تاکستانی بر اساس ظرفیت خود از این بستر حداکثر استفاده را داشته و رتبه‌های برتر را کسب کرده‌اند.

رئیس شورای اسلامی شهر تاکستان ادامه داد: موفقیت دانش‌آموزان تاکستانی در عرصه علمی به‌ویژه آزمون سراسری از تلاش گروهی فرهنگیان، مدیران، مسئولان و خانواده‌ها نشأت گرفته است.

رحمانی حیات و پویایی جامعه را مرهون تلاش نخبگان علمی دانست و بر نقش بی‌بدیل آنها برای توسعه تأکید کرد.

وی با اشاره به اینکه علم و تربیت دو بال پرواز انسان به قله معرفت هستند، اضافه کرد: توسعه علمی از مسیرهای دستیابی کشور به قله‌های موفقیت است.

رئیس شورای اسلامی شهر تاکستان عنوان کرد: فراهم‌سازی زیرساخت و بسترهای لازم برای توسعه علمی، پیشرفت را برای تمام حوزه‌ها ممکن می‌کند.

رحمانی با اشاره به اینکه گام‌های تحول‌آفرینی برای اعتلای علمی در شهر تاکستان تاکنون برداشته شده است، ابراز داشت: مشکلات و تحریم‌ها نیز امروز مانع موفقیت چشم‌گیر عرصه‌های علمی پزشکی، هوافضا، نانو تکنولوژی و هسته‌ای نبوده است.

این مسئول تلاش فعالان عرصه علمی را ضروری دانست و تصریح کرد: رسالت نخبگان علمی شامل دانش‌آموزان برای توسعه خطیر و حساس است و دانش‌آموزان نخبه و بسیجی سبب افتخار شهروندان تاکستانی هستند.

انتهای پیام/77005/غ30


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/09/26 ساعت 13:15 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


خلاقیت در کنار ایستگاه‌ها انتظار اتوبوس شهری در کشورهای غربی!


خلاقیت در کنار ایستگاه‌ها+تصاویر

این ایستگاه‌های اتوبوس به طور خلاقانه‌ای نقاشی و طراحی شده‌اند و موجبات سرگرمی منتظران اتوبوس را فراهم ساخته‌اند.

خبرگزاری فارس: خلاقیت در کنار ایستگاه‌ها+تصاویر

به گزارش گروه خواندنی های خبرگزاری فارس، همیشه اماکنی هستند که باید مدتی را در آن جا منتظر ماند و اغلب خسته کننده هستند اما این تصاویر نشان می دهد که زیبایی و خلاقیت نه تنها خسته کننده نیست بلکه سرگرم کننده و خوشایند نیز خواهد بود.

در چنین ایستگاه هایی انتظار کشیدن بسیار لذت بخش می تواند باشد.

 

 

ماهی های تازه تر از همیشه با تن ماهی

یک کارتن بزرگ شیر

ترازویی که وزن شما را اندازه می گیرد

ایستگاه آینه ای

مقصد، سونا

دایناسورها از این مکان عبور کرده اند

 

ترکاندن حباب های نایلون

تصاویر خیلی کوچک از چهره خودتان را در این شیشه نگاه کنید.

به محض رد شدن از کنار تابلو، لباس مثل آهن ربا به صفحه می چسبد.

کلیدهای غول پیکری که با آن ها می توان صفحه توقف بیلبورد را خاموش و روشن کرد.

تبلیغ و آموزش پاکیزگی و بهداشت عمومی.

اگر بتوانید شیشه را بشکنید میلیونر می شوید.

سطح شیب دار در سرپناه اتوبوس برای اسکیت.

ایستگاهی شبیه به جنگ ستارگان

به کمک گوشی همراه خود نقاشی دیواری بکشید.

در حال انتظار برای آمدن اتوبوس تاب بازی کنید.

انتهای پیام/


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/09/23 ساعت 13:46 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


درخشش تاکستان در نواحی 14 گانه آموزش و پرورش قزوین

مدیر آموزش و پرورش تاکستان مطرح کرد
درخشش تاکستان در نواحی 14 گانه آموزش و پرورش قزوین

مدیر آموزش وپرورش شهرستان تاکستان گفت: مجموع آموزش و پرورش این شهرستان در سال تحصیلی 91ـ90 رتبه دوم و در سال 92ـ91 نیز مجدداً رتبه دوم«خوب» را بین نواحی 14گانه آموزش و پرورش استان قزوین کسب کرده است.

خبرگزاری فارس: درخشش تاکستان در نواحی 14 گانه آموزش و پرورش قزوین

سید ابوالفضل فاضلی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تاکستان از ارزیابی و نظارت بر رفتار کادر آموزشی و معلمان با دانش‌آموزان تاکستانی خبر داد و اظهار داشت: تقویت حوزه ارزیابی عملکرد در محیط اداری جزو اقدامات آموزش و پرورش تاکستان بوده است.

وی کارهای مفید و فعالیت‌های ارزشمند آموزشی تاکستان را طی سال‌های گذشته قابل توجه دانست و افزود: در این راستا اقدامات زیادی در بخش مسائل اداری، آموزشی و تربیتی این شهرستان در طول سه سال گذشته به انجام رسیده است.

مدیر آموزش و پرورش شهرستان تاکستان پیرامون کسب افتخار آموزشی از سوی این اداره بیان کرد: مجموع آموزش و پرورش این شهرستان در سال تحصیلی 91ـ90 رتبه دوم و در سال 92-91 نیز مجدداً رتبه دوم «خوب» را بین نواحی 14‌ گانه آموزش و پرورش استان قزوین کسب کرده است.

فاضلی ادامه داد: انجام تمام کارها و فعالیت‌های ارزشمند و مفید آموزش و پرورش شهرستان تاکستان از تلاش و همت کارکنان اداری، مدارس و همراهی اولیا و دانش‌آموزان تحقق یافته است.

این مسئول توجه مسئولان به دستگاه تعلیم و تربیت را ضروری دانست و بر اهتمام به عمل برای پیشبرد امور تربیتی و آموزشی در شهر تاکستان تأکید کرد.

انتهای پیام/77005/ل20


برچسب‌ها: درخشش تاکستان در نواحی 14 گانه آموزش و پرورش قزوین


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/09/19 ساعت 20:50 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت


تسریع در تکمیل بیمارستان 96 تختخوابی تاکستان

نماینده مردم تاکستان در مجلس خواستار شد
تسریع در تکمیل بیمارستان 96 تختخوابی تاکستان

نماینده مردم تاکستان در مجلس شورای اسلامی خواستار تسریع در تکمیل بیمارستان 96 تختخوابی تاکستان از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شد.

خبرگزاری فارس: تسریع در تکمیل بیمارستان 96 تختخوابی تاکستان

رجب رحمانی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تاکستان خواستار تسریع در تکمیل بیمارستان 96 تخت‌خوابی تاکستان از سوی وزارت بهداشت شد و اظهار داشت: انتظار می‌رود مسئولان ضمن تأمین نیروی انسانی و خرید «سی‌ تی‌ اسکن» و دستگاه دیالیز زمینه توسعه سطح درمان در شهرستان تاکستان را فراهم کنند.

وی پیرامون معضل فاضلاب شهری تاکستان افزود: اقدام سریع در تکمیل پروژه فاضلاب تاکستان، تخصیص اعتبارات لازم و نظارت دقیق و فنی برای ضایعات آن باید از سوی وزارت نیرو صورت گیرد چراکه پروژه فاضلاب شهری تاکستان هنوز به مرحله نهایی نرسیده است.

نماینده مردم تاکستان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به عدم تعریض برخی از محورهای جاده‌ای شهرستان تاکستان و ضرورت پیگیری وزارت مسکن و شهرسازی در این خصوص عنوان کرد: با توجه به حساسیت ترانزیتی محورهای شهر تاکستان طرح تکمیل و تعریض محورهای تاکستان ـ نهاوند و سایر محورهای این منطقه باید مورد توجه و تخصیص اعتبار قرار گیرد.

رحمانی عنوان کرد: همچنین امر تخصیص آب مورد نیاز شهرستان تاکستان نیز بر اساس نظر کمیسیون اصل 90 مجلس باید پیگیری و به انجام برسد.

این مسئول با اشاره به ظرفیت‌های بخش انگور شهرستان تاکستان تصریح کرد: با توجه به وقوع سرما، تگرگ و بارش‌های شدید در نیمه نخست سال جاری انگورکاران شهر تاکستان متحمل خسارت‌های بسیار شدیدی شدند که لازم است سازوکارهایی برای پرداخت بیمه به آنها صورت گیرد.

نماینده مردم تاکستان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: همچنین لازم است زمینه‌ای برای افزایش سطح تولید و توجه به ظرفیت‌های کشاورزی تاکستان فراهم شود.

انتهای پیام/77005/ل


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/09/15 ساعت 13:26 موضوع خبرشهرستان تاكستان | لینک ثابت


جالب و جذاب » دانشگاه هاروارد


خانمی با لباس کتان راه راه و شوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»
منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»
خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»
منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

خانم به او گفت: «ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی از اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.»
رییس با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود.»
خانم به سرعت توضیح داد: «آه… نه…. نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.»
رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.»
خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان
خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟»

شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ “ لیلاند استنفورد ” بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.

نوشته شده توسط : مهندس حامد دلیجه


 

نوشته شده توسط خاله فر در 92/09/09 ساعت 22:32 موضوع قابل تعمق | لینک ثابت